اى كه خاك سر كوى تو معين چشمه خضر * اى كه خاك قدمت غيرت بستان ارم
پاكى از پاكى تو آيه تطهير تو بس * عصمت از عصمت تو دست و بنانش به قلم
اى ز اوصاف خوشت و صف خوشى مايه ستان * نزند پيش خوشى تو خوشى لاف منم
اى ز خلق و شيَمت خلق شيم مائدهخواه * مايه گير از شيم و خلق تو خود خلق و شيم
اى ز خاك قدمت آينه اسكندر * اى ز كان كرمت جام جهانبينى جم
خجل از سبحه سجادهء زهدت يحيى * بنده قدس تو عيسى و كنيزت مريم
فخر جاروب كشىّ حرمت با حوّا * شرف بندگى خاك درت با آدم
همسرت حيدر و زو فخر كنى بر حوراء * پدرت احمد و زو طعنهزنى بر عالم
در زمين فرش و سر كنگره عرش بساط * خانه در خاك و سر طارُم قدوّس حرم
پوست در بستر و بيتالشرفت خلد برين * خشت زير سرو بر فرق مه و مهر قدم
عرش بر خاك فتد تا كه ببوسد خاكت * بهر تعظيم درت پشت كند گردون خم
ز امتان تو شرف برده مِنا و عرفات * فخر از كوى تو برداشته بطحا و حرم
آفتاب از افق چرخ نيايد بيرون * ماهتاب تو زند گر به سر چرخ علم
تاء تأنيث گر از آينه گردد منفك * برق عكس تو كند چهره آيينه دژم
گر ترا نور و گر حور گر آدم خوانم * لفظ تنگ است و گرنه بود آن بر تو ستم
معنى سوره قدرى و ظهور طاها * بضعه حضرت ياسين و به قرآن توأم
در مديحه زينب كبرى اثر طبع آقا شيخ مهدى انصارى سراج الواعظين متخلّص به وهاج
اى كه در عالم هستى به لباس بشرى * نام تو زينب و بر جمله زنان تاج سرى
محرم راز نهان خانه قدسى ز ازل * خاك روبان درت هست همه حور و پرى
طلعت و نور جمال تو كند تيره و تار * چشم خورشيد جهان تاب و هزاران قمرى
بانوى عصمت و ناموس حيا و ادبى * صاحب عفت و داراى كمال و هنرى
شمس ملك و ملكوتى و همه كون و مكان * طاق زرين قضايى و سپهر قدرى
نور چشم نبوى طلعت نور علوى * اخت چالاك حسينى و ، ز زهرا تمرى
عفت مريم و ناموس خديجه ز تو كرد * جلوه در عالم ناسوت كه عالى گهرى
در دبستان ازل معرفت آموختهاى * وارث علم رسول اللّه و فضل پدرى