كن مثل ماش فوق أرض الشّوك تحذر ما ترى * لا تحقرن صغيرة إنّ الجبال من الحصى « 1 »
باش مثل كسىكه راه مىرود در زمين خاردار از هر چه بيند حذر مىكند . حقير مشمار كوچك را بدرستىكه كوهها از سنگريزهها است .
برآمدن حاجت
في « الخزائن » بعضى از اكابر نقل كرده و تجربه هم شده كسىكه حاجت مهمى داشته باشد ، بيرون رود از محل سكونت خود به صحرا . در جاى خلوتى اين دو مربع را به نحوى كه تصوير شده ، رسم كند و خط وسط را قبر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله تصور كند و هزار مرتبه بگويد : « صلّى اللّه عليك يا رسول اللّه » پس حاجت خود را طلب كند . انشاء اللّه خدا حاجت او را برمىآورد . « 2 »
عاقل
أيضا في « الكشكول » كلام لبعض الأكابر و من كلامهم ينبغي للعاقل أن يجمع إلى عقله عقل العقلاء و إلى رأيه رأى الحكماء فإنّ الرّأى الفذّر بما ذلّ و إنّ العقل الفرد ربما ضلّ . « 3 »
و قال الحسن البصرى : يا من يطلب من الدّنيا ما لا يلحقه أترجو أن تلحق من الآخرة ما لا تطلبه ؟
ترجمه : سزاوار است از براى عاقل اينكه جمع كند با عقل خود ، عقل عقلا را و به رأى خود اضافه كند رأى حكما را . زيرا كه رأى فرد بسا است در او ذلت باشد و عقل فرد بسا هست كه گمراهى در او باشد . و حسن بصرى گفته : اى كسىكه طلب مىكنى از دنيا چيزى را كه به او نمىرسى ، آيا اميد دارى برسى به آخرت كه او را طلب نمىكنى ؟ .
اشعار حكيم سنايى نقل از « انيس الادباء »
كار عاقل نيست در دل مهر دلبر داشتن * جان نگين مهر و مهر شاخ بىبرداشتن
از پى سنگين دل نامهربانى روز و شب * بر رخ چون زرنثار گنج گوهر داشتن
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . خزائن ص 420 .
( 3 ) . انيس الادباء ص 368 ؟ كشكول شيخ بهائى .