تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
يا من بگويم ؟ ! على عليه السّلام فرمود : تو بگو ! فاطمه گفت كه اگر چه سرزنش منافقان شنيدى اما جهاز ما را به عين عيان ديدى . « 1 »

قطعه

ما اگر چشم از نعيم اين جهان بر دوختيم * دولت باقى و ملك جاودانى آن ماست بى سر و سامان مبين ما را كه در ملك دو كون * هر سر و سامان كه بينى از سر و سامان ماست
در « سفينة البحار » فرمود جناب صادق عليه السّلام به معاوية بن وهب : يا معاويه ! چه قدر قبيح است از براى مرد ، هفتاد سال يا هشتاد سال بر او بگذرد در ملك خدا زندگانى كند و از نعمتهاى او متنعّم باشد و آن‌چه سزاوار شناسائى اوست خدا را نشناسد تا اين‌كه فرمودند به‌درستىكه افضل فرائض و واجب‌تر آن‌ها بر انسان ، شناسائى ربّ و پروردگار خود است و اقرار اوست به بندگى نسبت به حق - جلّ شأنه - و حدّ معرفت اين است كه بشناسد بر اين‌كه معبودى غير او نيست . « 2 » نيز در آن كتاب است از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود پدرم ابو جعفر عليه السّلام : اى فرزند من ! نظر كردم در كتاب على عليه السّلام يافتم در آن كتاب اين‌كه قيمت هر مردى و قدر او معرفت او است ، به‌درستىكه خدا حساب مىكشد مردم را به‌قدر عقولى كه خداوند در دار دنيا به آن‌ها عطا فرموده . « 3 » در « انوار البهيهء » محدّث قمى - طاب ثراه - در وصاياى جناب صادق عليه السّلام به عبد اللّه بن جندب مىفرمايد : اتكال و اعتماد مكن بر كفايت خلق تو را و در هر امرى كه اراده دارى به‌جا آورى توقف نما تا بشناسى محل دخول از خروج امر را پيش از اين‌كه در آن امر واقع شوى و نادم شوى . در آن كتاب مىنويسد در فرمايش حضرت صادق عليه السلام : وقف عند كلّ أمر . امر به تدّبر است در عاقبت هر امرى كه اهتمام به او دارى . چنانچه روايت شده از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود به كسىكه از آن بزرگوار طلب وصيت نمود : وصيت مىكنم تو را چنانچه اهتمام به امرى نمودى تدّبر در عاقبت آن امر بنما اگر خوب است وارد شو و به‌جا آور و اگر ضلالت است اقدام منما به انجام آن امر . « 4 »
هامش
( 1 ) - جنة العاليه ص 43 . ( 2 ) - سفينة البحار 3 / 457 ذيل عرف . ( 3 ) - همان . ( 4 ) - « انوار البهيّه » ص 156 .