تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
ندانستى كه تمام حالات و اوصافت متبدّل مىشود الآن كلام على عليه السّلام بشنو : و الخناق مهمل و الرّوح مرسل فى فينة الارشاد و راحة الأجساد و باحة الاحتشاد . « 1 » [ هم اكنون به اعمال نيكو پردازيد تا ريسمان‌هاى مرگ بر گلوى شما سخت نشده و روح شما براى كسب كمالات آزاد است و بدنها راحت و در حالتى قرار داريد كه مىتوانيد مشكلات يكديگر را حل كنيد . ] علاج مرضهايت را بكن تا متبدّل نشده ، چاره بكن تا آتش‌ها برايت ظاهر نشده ، خاموش كن تا متصل به آتش آخرت نشده باشد .

« امام على عليه السّلام و شب » در مدح امير المؤمنين عليه السّلام

على آن شير خدا شاه عرب * الفتى داشته با اين دل شب شب ز اسرار على آگاه است * دل شب محرم سرّ اللّه است شب على ديد و به نزديكى ديد * گر چه او نيز به تاريكى ديد شب شنفته است مناجات على * جوشش چشمهء عشق ازلى شاه را ديد به نوشينى خواب * روى بر سينهء ديوار خراب قلعه‌بانى كه به قصر افلاك * سر دهد نالهء زندانى خاك اشكبارى كه چو شمع بيزار * مىفشاند زر و مىگريد زار دردمندى كه چو لب بگشايد * در و ديوار به زنهار آيد كلماتش چو در آويزهء گوش * مسجد كوفه هنوزش مدهوش فجر تا سينهء آفاق شكافت * چشم بيدار على خفته نيافت روزه دارى كه به مُهر اسحار * بشكند نان جوينى افطار ناشناسى كه به تاريكى شب * مىبرد شام يتيمان عرب پادشاهى كه به شب بُرقَع‌پوش * مىكشد بار گدايان بر دوش تا نشد پردگى آن سرّ جلى * نشد افشاء كه على بود على شاهبازى كه به بال و پر راز * مىكند در ابديّت پرواز شه سوارى كه به برق شمشير * در دل شب بشكافد دل شير عشق بازى كه هم آغوش خطر * خفت در خوابگه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » خطبهء 83 .