و فيه ايضا علم نافع آن علم هست كه در خوف تو زياد شود از خداى . و بزدايد بر بينائى تو به عيوب خودت و زياد كند معرفتت را در عبادت پروردگارت و كم كند رغبتت را به دنيا و زياد كند رغبتت را به آخرت ، بگشايد بينائيت را به آفات عملت تا اينكه احتراز كنى از آفات و بر كيدهاى شيطان و غرور او تو را مطّلع كند و بينا شوى چگونه بر علماى سوء امر را مشتبه كرده آنها را در معرض غضب و سخط خدا درآورده و وادار نموده آنها را كه دين را وسيلهء رسيدن به دنيا قرار دادهاند ، علم را وسيله قرار دادهاند براى گرفتن اموال سلاطين و خوردن مال وقف و يتيم و مساكين در تمام روز همت آنها بر طلب جاه و منزلت در قلوب خلق است آنها را مضطر نموده به اين سبب به رياكارى و جلو افتادن از يكديگر و مباهات نمودن و علما - رضوان اللّه عليهم - در اين فن كتابهائى جمع كردند از علم نافع اگر تو از اهل او هستىبر و تحصيل كن و عمل به آن نما و به مردم ياد بده و آنها را بهسوى آن بخوان . كسىكه ياد بگيرد آن را و عمل بر طبق آن كند و مردم را به آن بخواند در ملكوت آسمانها آن را بزرگ مىشمارند « 1 » . خطاب به داود پيغمبر عليه السّلام شد : اى داود ! علم نافع ياد گير . عرض كرد : يا ربّ علم نافع چيست ؟ خطاب رسيد : بشناسى عظمت مرا و قدرت مرا بر هر چيزى .
مرحوم مجلسى در « بحار » مىفرمايد در ذيل آيهء :
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
، آنها اشخاصى هستند كه شناختند عظمت خدا را و قدرت او را بر همه چيز .
در صفات زنها
فى « امالى » الصدوق - رضوان اللّه عليه - عن الصادق عن أبيه عن آبائه عليهم السّلام : شكا رجل من اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام نساءه فقام خطيبا فقال : معاشر الناس لا تطيعوا النساء على حال و لا تأمنوهنّ على مال و لا تذروهنّ يدبّرن امر العيال فانّهنّ ان تركن و ما اردن اوردن المهالك و عدون امر المالك فانّا وجدنا هنّ لا ورع لهنّ عند حاجتهنّ و لا صبر لهنّ عند شهوتهنّ البذخ « 2 » لهنّ لازم و ان كبرن و العجب بهنّ لا حق و ان عجزن لا يشكرن الكثير اذ
هامش
( 1 ) - « منهاج النجاة » ص 21 .
( 2 ) - البذخ « بالذال و الخاء بالتحريك » الفخر و التطاول . در بعض نسخ به راء مهمله يعنى شدت و شر و البرج بالجيم ، نيز هم گفتهاند يعنى اظهار زينت براى مرد .