هر صورت دلكش كه تو را روى نمود * خواهد فلكش ز دور چشم تو ربود
دل رو به كسى ده كه در اطوار وجود * بوده است هميشه با تو و خواهد بود
* * *
مائيم به راه عشق پويان همه عمر * وصل تو به جد و جهدجويان همه عمر
يك چشم زدن خيال تو پيش نظر * بهتر كه جمال خوبرويان همه عمر
* * *
اى خواجه اگر مال و اگر فرزند است * پيداست كه مدت بقايش چند است
خوش آنكه دلش به دلبرى در بند است * كش با دل جان اهل دل پيوند است
* * *
رفتم به تماشاى گل آن شمع طراز * چون ديد ميان گلشنم گفت به ناز
من اصلم و گلهاى جهان فرع من است * از اصل چرا به فرع نمىمانى باز
* * *
آن شوخ كه نور چشم تاريك من است * هجران و وصال او به دو نيك من است
در چشم من است و غائب از چشم من است * من دور از او نيم ز بس كه نزديك من است
* * * قال فيض رحمه اللّه فى « منهاج النجاة » : قال بعض العلماء : بدان اى كسىكه حريصى بر تحصيل علم اظهار مىنمائى از خود صدق رغبت و فرط عطش بر زيادى علم اگر قصدت از طلب علم مباهات و جلو افتادن و تقدّم بر اقران خود و جلب ميل روهاى مردم و جمع مال دنيا مىباشد پس تو كوشش دارى در خرابى دين خود و هلاكت نفس خود و فروختن آخرت به دنيا پس معاملهء تو زيان است ، تجارت تو بىفايده ، معلم تو كمك تو است بر معصيت تو و شريك تو است در خسران و زيان و آن مثل فروختن شمشير است به راهزن و كسى كه اعانت نمايد بر معصيتى ولو به قدر نصف كلمه باشد شريك است با او در آن معصيت و اگر نيت تو و قصد تو بين خودت و بين خدا از ياد گرفتن علم هدايت است دون مجرد روايت ، بشارت باد تو را كه ملائكه پهن مىكنند بالهاى خودشان را در وقتى كه راه به روى و ماهىهاى درياى استغفار مىكنند براى تو در وقتى كه سعى و كوشش كنى .