گمنامى از كمال ايمان است
فى « محجّة البيضاء » للفيض قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لا يستكمل العبد الايمان حتّى يكون ان لا يعرف احبّ اليه من ان يعرف و حتّى يكون قلّة الشى احبّ اليه من كثرته .
وصيت امير المؤمنين عليه السّلام به جناب حسن عليه السّلام
أوصيك يا بنىّ بتقوى اللّه و لزوم أمره و عمارة قلبك بذكره ؛ « 1 »
وصيت مىكنم تو را اى فرزند به پرهيزگارى و ملازمت امر او و تعمير نمودن قلب خود به ياد و ذكر او . حال رفاقتانه و دوستانه با هم سخن مىگوئيم ، اين سخن فرع اين است كه ما غير از اين تن خاكى براى خود چيز ديگرى سراغ داشته باشيم كه از عالم امر و از مجردات است به شناسائى او عارف به حقّ شويم و ربّ خود را بشناسيم بعد از قبول اين امر در مقام اين برآئيم . امير عليه السّلام مىفرمايد : اى فرزند تو را سفارش مىكنم به تعمير قلب خود . فكر كنيم به چه او را تعمير كنيم خود بزرگوارش مىفرمايد : به ذكر خدا و ياد خدا سهل است . سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الا اللّه و اللّه اكبر . الى غير ذلك از تهجّد و قرآن و ساير عبادات و ما كرده و مىكنيم اثرى در حال و قلب خود نمىبينيم و حال اينكه آنچه از انسان صادر شود يا مورث صفاى قلب يا ظلمت قلب مىشود و ما جز تاريكى و تيرگى در قلب خود مشاهده نمىنمائيم و جز دورى از حق احساس نمىكنيم . نيست مگر آنكه مانعى در صفحهء دل مىباشد كه مانع است از تابش نور عمل سقف اطاق مانع از جلوهء نور خورشيد است در اطاق اخلاق ناپسند شرع مقدّس كه تاريك كنندهء صفحه دل مىباشد جلوگير و مانع از ظهور نور ، عمل است .
ابن فهد در كتاب « تحصين » خود در حاشيه كتاب « مكارم الاخلاق » مىفرمايد : صباغ كوشش مىكند اولا دسومت و چركى و چربى را از پاچه مىشويد بعد فرو مىبرد در خم رنگ تا نور رنگ در جسم و باطن پارچه نفوذ كند . طبيب براى معالجه ابتداءا عفونات را به مسهّل از باطن دفع مىكند اخلاط فاسده و مضرّه را از باطن خارج مىكند بعد چيز مقوّى كه موجب قوت و صلاح بدن است به او مىدهد . پس مادامى كه بدن خالى از عفونات نشده اصلاح غذا نفع به حال او ندارد و مادامى كه جامه از چركنى پاك نشده نور
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » نامهء 31 .