تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
بىخبر بوده است و تأخير در عقوبت او مىنموده كه خيانت او عظيم گردد و جنايت او وخيم شد . نظر كن در اين حال چه آتش سوزان از اين رسوائى در دل و جان اين مرد مىافتد با اين‌كه تن و بدنش به سلامت باشد ، اما مىخواهد تنش بر زمين فرو رود تا از آتش خجلت و سوزش آن برهد . چقدر مناسب است با اين مقام اين حكايت : آورده‌اند كه يكى از ملوك براى پسر خود عروسى كرده بود . پس در شب زفاف شراب بسيار خورد چون مست گرديد به طلب عروس بيرون آمد قصد منزل او كرد از قضا راه را گم كرده و غلط نمود و همچنان مىرفت تا رسيد به‌جائى كه خانه و چراغى نمايان شد شاه‌زاده پنداشت كه منزل عروس است چون درون منزل داخل شد فوجى را ديد كه خفته‌اند هر چند آواز داد كسى جواب نداد پنداشت كه در خواب رفته‌اند پس يكى از آن‌ها را ديد كه چادر سفيد تازه در بر كشيده گفت اين عروس است پس به كار وى مشغول شد و تا روز با وى در بازى بود و زبان در دهان وى مىكرد كه اين رطوبات از گلاب است كه به روى او زده‌اند و چون روز روشن شد شاه‌زاده از مستى شراب افاقه پيدا كرد و هوشيار شد ديد كه اين مكان دخمهء گبران بوده و اين خفتگان مردگان بوده‌اند و آن‌كه چادر نو و تازه داشت پيره‌زنى بوده تازه مرده و آن رطوبات كه به وى مىرسيد نجاستهاى آن پيرزن بوده و چون نگاه به اندام خود نمود تمام بدن و لباسهاى خود را نجاست‌آلوده ديد پس در انديشهء كار خود شد ناگاه پادشاه و محتشمان كه در طلب او برآمده بودند رسيدند و آن را با آن فضيحت و رسوائى ديدند او را حالتى دست داد كه خواست به زمين فروشدى تا از آن فضيحت برستى . اى عزيز ! چنين خواهد بود احوال فرورفتگان در لذّات نفسانى و اثرى كه بازمانده باشد از شهوات در دل ايشان مانند آن نجاستها كه در اندام آن شاه‌زاده بود . و اما آتش محرومى از مشاهدهء انوار جلال و جمال حضرت ربوبيّت و نوميد شدن از مجاورت مقربان جناب الوهيت ؛ پس سبب آن جهل باشد كه انسانى از اين جهان برود و معرفت حاصل نكرده باشد و دل خود را صاف ننموده باشد از اخلاق رذيله بلكه زنگار معصيت و شهوت دل او را در ظلمت و تاريكى انداخته و در نابينائى بماند كه :
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
« 1 » و از براى اين آتش مثالى زده‌اند كه تو با
هامش
( 1 ) - سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 72 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 368 | حسين فاطمى