تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
علائق داغ مفارقت چنان تأثير نمايد كه به مراتب سوزنده‌تر از آتش برافروختهء اين عالم باشد . در « مجموعهء ورّام » مىنويسد : قيل ان بعضهم حمل الى ملك قدحا من فيروزج مرصّعا بالجواهر لم ير له نظير ففرح الملك بذلك فرحا شديدا و قال لبعض الحكماء عنده كيف ترى هذا ؟ قال : أراه مصيبة أو فقرا . قال : كيف ؟ قال : إن انكسر كانت مصيبة لا جبر لها و إن سرق صرت فقيرا إليه و لم تجد مثله و قد كنت قبل أن يحمل إليك فى أمن و أمان من المصيبة و الفقر ثمّ اتفق إن انكسر يوما و عظمت مصيبته فيه فقال صدق الحكيم ليته لم يحمل إلينا و هذا شأن صاحب المال لا يحظى منه الّا بالهمّ و الغمّ . « 1 » [ گويند : كسى كاسهء بزرگى از فيروزهء جواهر نشان بىنظير براى پادشاهى تقديم كرد . پادشاه بسيار خوشحال گشت و خطاب به يكى از حكما كه آنجا حضور داشت نمود و گفت : اين كاسه را چطور مىبينى ؟ گفت : آن را يك مصيبت يا فقر مىبينم ! پرسيد : چگونه ؟ اگر اين ظرف بشكند مصيبتى جبران‌ناپذير خواهد بود و اگر سرقت شود تو آن را از دست خواهى داد و احساس نياز به آن خواهى نمود و مثل آن به دست نخواهى آورد ، در صورتىكه پيش از اين‌كه كاسه را نداشتى در آسايش به سر مىبردى و از چنين مصيبت و احساس نياز آسوده خاطر بودى . اتفاقا روزى آن كاسه شكست و او بسيار اندوهناك گشت و گفت : آن حكيم راست گفت و اى كاش آن كاسه را نزد ما نياورده بودند . اين است حال صاحب مال كه هيچ نصيبى جز با غم و اندوه ندارد ] امّا آتش شرم و خجلتها و رسوائيها مثالى زده‌اند كه پادشاهى مرد خبيث حقيرى را كه در ادنى درجهء پستى و حقارت باشد برگزيند و نيابت سلطنت خود به او دهد و وى را در حرم خود راه دهد و با هيچ كس از وى حجاب نكند و خزانه‌هاى خود را به وى سپارد و به همه كارهاى خود به وى اعتماد كند پس چون او اين نعمتها را ببيند و در باطن به وى طاغى شود و ياغى گردد و در خزانهء سلطان تصرف كند و با اهل حرم او خيانت ورزد . پس روزى با حرم سلطان خيانت مىنمود كه ناگاه ديد پادشاه از روزنه مىنگرد و افعال قبيحهء او را مىبيند و بداند پادشاه همه روزه نگاه به اعمال شنيعهء او مىنموده و ليكن او
هامش
( 1 ) - مجموعهء ورّام ، 1 / 175 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 367 | حسين فاطمى