در مكارم اخلاق جناب مقدس اردبيلى - طاب ثراه - نقل شده در يكى از سفرهاى او يكى از زوّار كه آن جناب را نمىشناخت با وى گفت : اين جامههاى مرا ببر نزديك آب آنها را بشوى چركشان را بگير ! آن بزرگوار قبول نمود و جامههاى او را شستوشو فرمود آورد كه تسليم وى كند آن مرد آن جناب را شناخت و خجالت كشيد و مردم نيز آن مرد را توبيخ نمودند بر عملش . آن جناب فرمود كه چرا او را ملامت مىكنيد مطلبى نشده حقوق برادران مؤمن بر يكديگر زياده بر آن است . مفت به كسى چيزى نمىدهند .
فرمايش على عليه السّلام را شنيدى : هيهات ! انّ اللّه لا يخدع عن جنّته و لا ينال ما عند اللّه إلّا بطاعته » « 1 » ترجمه : هرگز ! خدا را نسبت به بهشت جاويدانش نمىتوان فريفت و جز با عبادت و طاعت نمىتوان آنچه نزد اوست بهدست آورد . خدمت به عبيد مولا در حضور مولا خدمت به مولاست .
آقايش على بن موسى الرضا عليه السّلام را شنيده بود در حمام مردى از آن بزرگوار درخواست نمود بيا چرك مرا بگير آن بزرگوار مشغول به دلّاكى شد آن بزرگوار را به آن مرد شناسانيدند آن مرد امتناع نمود از اتمام كيسه كشيدن . وجود مقدسش از آن مرد تقاضاى اتمام نمود تعجب منما از اين .
بنابر نقل سيد جزائرى در كتاب « مقامات » اش « 2 » كه مقدس اردبيلى از ساكنان حرم امير عليه السّلام در نجف اشرف بوده هرگاه مسألهاى بر او مشتبه مىشده در شبها خود را به ضريح مقدس مىرسانيد و جواب مىشنيد . و گاهى بوده كه آن حضرت او را حواله به فرزندش ولى عصر - ارواحنا فداه - مىنمود . هرگاه آن جناب در مسجد كوفه تشريف داشته و با اين اعمال خالصه از اغراض دنيويه بعد از موت او بعضى از مجتهدين او را در خواب ديد كه با هيئت نيكو و جامه پاكيزه از روضهء علويه بيرون شد از آن مرحوم سؤال شد كه چه عمل شما را به اين مرتبه رسانيد ؟ فرمود : بازار اعمال را كساد ديدم يعنى عملى كه به درجهء قبول رسد خيلى كم است فرمود نفع نبخشيد ما را مگر ولايت صاحب اين قبر و محبت او . ديده بگشا كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله چهطور با رعيّت خود معامله مىكردند اگر پيرو او هستيد حتى حاضر نبودهاند كه يك نفر از دوستان آن خجل شود . عامه خوردن گوشت شتر را از شكنندههاى وضو مىدانند و استدلال نمودند از براى مدّعاى خود به
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » خطبهء 129 .
( 2 ) - « انوار النعمانيّه » جزائرى 2 / 303 .