نمىشوى خود را به اعلى علّيّين رسانى پس راضى نشو خود را پائين آورى و به اسفل السّافلين فرو برى . « 1 »
نظر نما به فرمايش امير المؤمنين عليه السّلام در وقت رفتن عامل آن حضرت كه جناب مالك اشتر باشد به طرف مصر : اى مالك ! ضمير قلب تو بايد رحمت و رأفت باشد نسبت به رعيّت و لطف با آنها « و لا تكن سبعا ضاريا » مبادا درنده ضرر رساندهء به آنها باشى . غنيمت شمارى خوردن آنها را به دقّت اگر تأمّل كنى در اخبار و آثار صادره از خانوادهء آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله از اخلاق رذيله از غيبت و تهمت و سخريه و استهزاء و دروغ و غيرها و اخلاق حميده از صلهء رحم و ايثار و حسن خلق وجود و تحمّل جفاء خلق و حسن ظن و غيرها خواهى ديد تمام اينها براى ائتلاف عبيد حق نسبت به يكديگر است و منشأ آنها جز اين نيست شرح آن موجب تطويل خواهد شد كو آن ديده كه آن را مشاهده نمايد در عالم وجود و هستى .
در روايت معتبر ديدهام محل آن را فراموش نموده در ذيل آيهء مباركهء
إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
« 2 » در محضر رسول محترم شخصى به مردى خطاب نمود اى فلان بن فلانه مادر آن مرد فرومايه بود . حضرت كلام او را شنيد فرمود كه بود ذكر فلانه را نمود ؟ آن مرد عرض نمود : منم . پس حضرت فرمودند به آن مرد : نگاه كن به اين خلق چگونه مىبينى آنها را ؟ عرض نمود بعضى كوتاه بعضى بلند بعضى سياه بعضى سفيد . حضرت فرمودند : تو بر آنها امتيازى ندارى جز به تقوى . اين آيه فرود آمد ما شما را خلق نموديم از مرد و زنى و شما را شعبهشعبه و قبائل مختلفه قرار داديم براى آن است كه شناخته شويد به درستىكه محترمترين شما در نزد خدا پرهيزكارترين شما باشد .
نيز روايت دارد گويا در « جامع السعادات » ديدهام جناب ابى ذر غفارى به كسى خطاب نمود يابن السوداء وجود مقدس نبوى صلّى اللّه عليه و آله شنيد از روى تغيّر فرمود : يا اباذر طف الصّاع طف الصّاع ليس لابن البيضاء على بن السوداء فضيلة . جناب ابى ذر رو نمود : به آن شخص كه اين عبارت را به او گفته بود بيا پاى خود را به روى من بمال آن شخص امتناع نمود . نظر نما به حال بزرگان دين و علماء راشدين و سلوك آنها با بندگان ربّ العالمين .
هامش
( 1 ) - « منهاج النّجاة » ص 22 .
( 2 ) - سورهء حجرات ( 49 ) ، آيهء 13 .