است .
و روايت كردند كه اين عبوس و اعراض از مردى بود كه منسوب به بنى اميّه - لعنة اللّه عليهم - بود كه به نزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله حاضر بودى چون اين مرد نابينا آنجا آمد او خويشتن را فراهم و خود را جمعآورى كرد و به تعزّز و ترفّع روى ترش كرد روى بگردانيد خداوند تعالى در حق او اين آيه را فرستاد و اين قول به صواب نزديكتر است از قول اوّل ؛ لدلالة القرآن و تواتر الأخبار على خلافه .
بسمه تعالى شأنه
محدّث فيض رحمه اللّه در رسالهء « منهاج النجاة » راجع به احوال سهگانهء بنده در امر دين و دنيايش بيانى فرموده كه ترجمهء آن نگاشته مىشود .
بنده در امر دينش يكى از سه قسم است :
يا « سالم » است و او كسى است كه اكتفا به عمل واجبات و ترك محرّمات مىنمايد .
يا « رابح » است يعنى سود برنده و او كسى است كه علاوه بر عمل به واجبات و ترك محرمات به مستحبات هم عمل مىنمايد .
يا « خاسر » است يعنى زيانكار و او كسى است كه در عمل به واجبات كوتاهى و مسامحه مىنمايد چه رسد به عمل به مستحبات ، پس اگر قدرت ندارى از دستهء دوم بوده باشى يعنى رابح باشى جدّ و جهد نما از دستهء اوّل باشى و بپرهيز اينكه از دستهء سوم بوده باشى يعنى خاسر باشى . و همچنين بنده در معامله با بندگان خدا يكى از سه قسم است يكى آنكه خود را نسبت به بندگان خدا شبيه به ملائكه كرام بره كه خيرات آنها به ما سوى اللّه مىرسد نمايد يعنى خير او به بندگان خدا برسد سعى نمايد در برآوردن حوائج آنها و رفق و مداراى با آنها و داخل نمايد سرور و خوشى در دل آنها . يكى ديگر اينكه خود را شبيه به چهارپايان و جمادات سازد ، يعنى اگر مردم از خير او بهرهمند نمىشوند شرّ و آزار به مردم نرساند . يكى ديگر اينكه خود را شبيه به عقرب و مار و حيوانات درنده و موذيه نمايد كه اميد خير كه از آنها نيست مردم از شرّ او راحت نيستند پس اگر قدرت ندارى خود را از طبقهء اول نمائى يعنى به افق ملائكه رسانى كه خيرت به مردمى برسد بترس از اينكه خود را از طبقه دوم هم پائين آورى يعنى از منزلهء چهارپايان و جمادات و به حيوانات موذيه و درنده رسانى . حال فكر و دقّت كن اگر حاضر