تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
- طاب ثراه - در بيان خود در « بحار » ذكر فرموده : الحياء ملكة النفس توجب انقباضها عن فعل القبح و انزجارها عن خلاف الآداب خوفا من اللوم . جبرئيل خدمت حضرت آدم عرض نمود : يكى از اين سه را مأموريد اختيار نمائيد : عقل و ايمان و حيا . حضرت آدم عقل را اختيار نمود . جبرئيل به ايمان و حيا گفت كه شما برويد . گفتند : ما مأمور هستيم از عقل جدا نشويم ! در « مصباح الشريعة » عبارتى در باب حيا فرموده‌اند اكتفا مىنمائيم به معنى آن : صاحب حيا مشغول به خود است از مردم كناره‌جو است . و از آن‌چه مردم در اويند طبع آن منزجر . و اگر صاحب حيا واگذارده بشود با احدى مجالست نمىكند . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : كه حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرموده : خدا به بنده كه ارادهء خوبى دارد خوبىهاى آن را از جلوى چشم قلب مىبرد و بدىهاى او را جلوى چشم او قرار مىدهد از معرضين خدا كراهت مجالست كند . فى « الكشكول » :
ما وهب اللّه لا مرىء وهبته * احسن من عقله و من أدبه هما جمال الفتى فان فقدا * ففقده للحياة أجمل به « 1 »
در « نزهة القلوب » آورده كه وقتى در قزوين مردى غريب در بازار در شب وفات كرد سگى داشت چون او را در مقبره بردند سگ نيز به اتفاق جنازه رفت . چون به خاك سپردند او را سگ باز آمد و به جاى وفات آمد خود را چندين بر زمين زد تا هلاك شد و آن حالت را مردم بازار مشاهده نمودند . و بر همگنان وفادارى سگ معلوم گشت . كمتر است از سگ ، آن‌كه حق نمك را عارى است . از مرحوم حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى قدّس سرّه : يا جاهل ، يا مسكين ، اى قبيح عمل ، اى كسىكه حيا ندارى ، اى كسىكه ايمان ندارى ، بلكه نه عقل دارى و نه شعور ! اگر حيوانى از بهائم از مالكش بفهمد ده يك آنچه تو از مالك خود رأفت و مهربانى ديدى انس به او مىگرفتى و مراقب او بود طبعا در حضور او بسيار ديدى بعضى از حيوانات بلكه بعضى از سگان را مراقب صاحب خود كه مباشر طعام دادن اويند به مراقبتهاى عجيبه اگر تأمّل نمائى به چشم دقت در معاملهء سگ با صاحبش و وفاى او در معامله‌اش خواهى ديد او را بسيار از خودت باحياتر و باوفاتر . اى انسان عاقل ! انصاف بده چگونه صحيح است از
هامش
( 1 ) - كشكول شيخ بهايى رحمه اللّه ، 1 / 289 .