حقّ تعلّق به ترك معصيت تو نگيرد چگونه ترك معصيت مىكنى ؟
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
. « 1 »
پس اگر توبهء حقيقى را خواهانى به درگاه حقّ تعالى تضرّع كن و دعا كن او بر تو ، توبه كند تا بتوانى توبه كنى ؛
ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا
« 2 »
آنگاه ترك معصيت خواهى نمود ؛ إلهى تب علىّ حتّى لا أعصيك ( دعاى ابى حمزه )
اى عزيز ! دعوت حقّ عام است هر كه قبول دعوت حق نمود و بر خوان ؟ حاضر شد ، مهمان است و لكن قبول دعوت از طرف تو لازم است و اگر قبول نكردى بر خود ستم كردهاى . خواهى پرسيد : چگونه بدانم قبول دعوت نمودم يا نه ؟ خواهم گفت : اين سؤال را از دل خود كن و مراقب حال او باش ، اگر ديدى در اين ماه به خداى خود انس دارى و از مناجات با او لذّت مىبرى و عبادات را بدون كسالت و با كمال شوق و ميل بهجا مىآورى ، پس بدان كه دل قبول دعوت كرده و الّا دل در صف مهمانان نيست و لابدّ مانعى او را بازداشته . در دعاى ابى حمزه آنجا كه عرض مىكند : سيّدى لعلّك عن بابك طردتنى . . . ، ذكر اين موانع شده ، بيان همه موجب تطويل است . اجمالا به دقت در هر يك از آنها تأمّل كن و با حالات و كارهاى خود بسنج ، درد خود را بفهم و براى او درمان بجوى و به ميزان كتاب و سنّت به معالجه بپرداز و همين مراقبت را در تمام ايّام ماه داشته باش ، اگر ديدى حال لذّت مناجات و اقبال به طاعات در زيادتى است بدانكه توجّه تو از غرفههاى نازل به غرفههاى بالاتر است . و اجعل منازلنا غرفات و اجعل غرفاتنا عاليات .
و اگر در نقصان است بهعكس .
اى عزيز ! شايد در دعاهاى اين ماه بخوانى : و قد جعلت لكلّ ضيف قرى و أنا ضيفك فاجعل قراى الجنّة ؛ يعنى خدايا براى هر مهمانى چيزى قرار دادى كه او را بدان پذيرائى مىكنند و من مهمان توام پس قرار بده بهشت را پذيرائى من . بهشت چنانچه دانستى مهمانخانهء خداست در آخرت و البته مقتضاى كرم ميزبان كريم آن است كه انواع نعمتها بر سفرهء ضيافت بگذارد تا هر كه هر چه بخواهد موجود باشد ؛ چنانچه فرمود :
وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ
« 3 » هر چه كه نفسى از نفوس به او ميل كند و چشم از او لذّت برد در آنجا موجود و اگر نفس تو به همان نعمتهاى جسمانى قناعت دارد خود داند و لكن
هامش
( 1 ) - سورهء تكوير ( 81 ) ، آيهء 29 .
( 2 ) - سورهء توبه ( 9 ) ، آيهء 118 .
( 3 ) - سورهء زخرف ( 43 ) ، آيهء 71 .