تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
مىخوانم به اميد اينكه مطابق باشد با قرآن . احتمال دارد غلط بخواند و در اشكال كذب بر خدا واقع شود و روزهء او باطل شود و لهذا ديدم جمعى از مقدّسين را در نجف اشرف كه بدين جهت روز تلاوت قرآن نمىكردند و به‌نحوى كه عرض شد اشكال مرتفع و به اجر خواندن قرآن مىرسد اگرچه اصل اشكال به‌نظر حقير وقعى ندارد و اگر كسى بدين جهت منع از قرائت قرآن در صوم كند بايد مطلقا منع كند ؛ چه كذب بر خدا حرام است و لو از غير جهت باطل نمودن روزه . و بيان آن مناسب وضع رساله نيست . نوافل شهر رمضان را كه بيان آن در قسمت عملى اين رساله خواهد آمد تا بتواند مواظبت نمايد با ادعيهء واردهء آن . اى عزيز ! اتمام اوقات شب و روز اين ماه را غنيمت شمار . تا بتوانى نگذار ساعتى از آن به غفلت بگذرد و دل خود را به حال توجّه به خدا نگاه دار شايد وقتى نظر مرحمتى به مهمانان بفرمايد و دل تو حاضر نباشد . بخصوص وقت سحر كه فضل آن را مىدانى و ساعت آخر روز كه وقت منتهاى ضعف جسم و قوّت روح است و وقت ظهور عمدهء اثر روزه است و مباش از كسانى كه خصوص اين وقت شريف را تضييع مىكنند و در كوچه‌ها و بازارها به غفلت مىگذرانند و اسم او را روز شب كردن مىگذارند . اى غافل ! خود روز شام مىشود و زحمت شما را لازم ندارد و لكن شام تار دل تو روز نمىشود الّا به مقابلهء او با انوار الهيّه . وقت افطار سعى كن كه به حلال افطار نمائى چون در اخبار وارد شده كه افطار به حرام اجر روزه را مىبرد و چه‌قدر قبيح است كه اوّل افطار با خداى خود كه مطّلع بر همه چيز است دروغ بگوئى . و در دعاى افطار بخوانى : و على رزقك أفطرت ؛ يعنى خدايا به رزق تو افطار كردم و حال آنكه جمعى از علماى علم كلام مىگويند : حرام ، رزق خدا نيست . ايّام مجاورت حقير در عتبهء مقدسهء نجف شخص دزد طرّارى بود كه مثل او در جيب بريدن كمتر شنيده شده بود و در اين كار قصه‌هاى حيرت‌انگيز داشت و با وجود اين كار زشت روزه مىگرفت و وقت غروب از يكى از اهل علم و صلاح يك ورقه يا يك قمرى به پول رواج آن وقت به التماس و خواهش مىگرفت تا افطار به حلال بكند و اجر روزهء او ضايع نشود و گاه مىشد كسى به او نمىداد و تا دو ساعت از شب گرسنه و تشنه مىماند . اى عزيز ! در مقام تقيّد به شرع و طلب اجر از دزدى كمتر مباش و ملتفت باش كه اجر خود را ارزان نفروشى . اى عزيز ! معنى توبه ، بازگشت به حقّ است و لازم توبه ، عزم بر ترك معصيت و تا خدا به تو بازگشت نكند ، چگونه تو بازگشت خواهى نمود ؟ و تا مشيّت