پيغمبر ما شرمنده شود . پس انگشترها را به او رد نمود و آن هم به وعده وفا نمود و مبلغ صد تومان را به من داد . « 1 »
از امام زمانى كه پسر اين پيغمبر معظّم است كه انتظار آمدن او را ادّعا مىكنيم فرمود :
لا يحلّ للمرء أن يتصرّف فى ملك أو مال أخيه الّا بطيب نفس منه ؛ « 2 » يعنى به رضاى قلبى نه زبانى . روايت سابقا ذكر شد كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : حلال من حلال و حرام من حرام است تا روز قيامت . چه او را تغيير داد ؟ نفع دنياى ما او را تغيير داد ! حساب ما باشد تا قبر سؤال كنند : من نبيّك ؟ نتوانى بگوئى و اگر هم بگوئى بگويند اين بدعت و قانون شوم دست به دست هم داديد او را محكوم نموديد بر خلاف آنچه من و فرزندان من گفتند .
رسول دانستن من عمل به احكام من است نه زبان راندن به اين كلام و حكم لا مذهبى را بر حكم من مقدّم داشتن براى نفع خسيس دنيوى . آن روز را به ياد آور جواب تهيّه نما .
من كه پيغمبر شمايم چه قدر خود و اهل بيتم براى دين مبين زحمات كشيديم ، براى تغيير دين از بين برديد و على را خانهنشين نمودند ، به كثرت آراء تمسّك جستند ، شما هم اقتدا به آنها نموديد ، قرآن را خانهنشين نموديد . از من ضعيف اينگونه سخنها دور ليكن سخن بزرگان است چه كنم دل پر است از دست آنها كه اين شجرهء منحوسه را آبيارى نمودند و اين كاسهء پر زهر را براى ما گذاردند از ميوههاى اين شجرهء ميشومه تقديم قانون لامذهبى است بر قانون پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله . ايضا حال دزد رهزنى را در مكتوبى ديده ضبط در اين اوراق نمودم بلكه غيرت و حميّت ما نسبت به اين شرع مقدس زياد شود : دستهاى دزد به قافلهاى رسيدند مشغول شدند به بردن متاع قافله .
بزرگ آنها در بلندى ايستاده تماشا مىنمود ديد افراد و تبعهء او در ضمن متاعها كاغذى بيرون آوردند . صدا زد آن كاغذ را بياوريد چون آوردند ديد دعائى است نوشته شده هر كس اين دعا را در متاع خود بگذارد آن متاع از شرّ دزد ايمن گردد افراد خود را صدا زد گفت : از اين قافله هر كس چيزى برده به آنها ردّ نمايند مبادا چيزى از امتعهء آنها را نگاه دارند . اجزاء او ايراد نمودند به بزرگ خود : ما زحمت كشيديم اين مال زياد را چگونه صرفنظر نمائيم ؟ بزرگشان جواب داد : ما دزد ماليم نه دزد دين ، اين جماعت از روى عقيده اين دعا را در متاع خود گذاردهاند اگر متاع را ما ببريم عقيدهء آنها به دينشان سلب
هامش
( 1 ) - « جامع النورين » سبزوارى ص 232 .
( 2 ) - ر . ك : « مستدرك الوسائل » 15 / 24 .