تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
دو پهلوان برهنه شدند . و لباس مصارعه در تن استوار نمودند و در وسط ميدان آمدند و چون دست به هم دادند چنانچه مرسوم است كه در اوّل مصارعه دست به يكديگر مىدهند ، پوريا ديد كه آن پهلوان لقمه‌اى در دست او بيش نيست و همان طريق كه ايستاده مىتواند او را زمين زند احتياج نيست كه خود را زجر داده با او هم آغوش گردد در آن وقت حالت آن پيره‌زن به خاطرش آمد با خود گفت پوريا تو تمام پهلوان‌ها را زمين زده‌اى اين پهلوان هم كه زمين خوردهء تو است اگر امروز اين پهلوان را زمين زدى با آه آن زن پير چه خواهى كرد ؟ خدا را خوش نيايد كه باعث قطع نان جماعتى گردى اگر مردى اين‌جا خود را به زمين زن . پس شروع نمود به مصارعه در اين اثناء خود را بر زمين افكند و آن پهلوان پايتخت به دو زانو روى سينهء وى قرار گرفت پس به‌واسطهء اين عمل گويند در آن حال ، حال مكاشفه براى او حاصل گرديد . و از جملهء اولياء حق به‌شمار مىرود . « 1 »
رستمى خواهم كه پيشانى نهد بر ديو نفس * گر بر او غالب شوى افراسياب افكنده‌اى
اى نفس شرير ! حال اين پهلوان را ملاحظه نما چگونه گذشت نمود از حيثيت و آبروى و شرافت خود در ميان جامعه ، خاصّه نزد هم قطاران خود از پهلوانان و نفس خود را در زير قدمهاى خود پامال نمود و از آه و نالهء ضعيفه بيچاره‌اى حذر نمود ، ضرر كرد ؟ نه فانى را داد باقى گرفت ، خلق را داد و خداى گرفت . نور حق در دلش جلوه نمود چگونه توقّع دارى به جائى رسى ! ؟
ناز را روئى ببايد همچو ورد * چون ندارى گردبد خوئى نگرد عيب باشد چشم نابينا و باز * زشت باشد روى نازيبا و ناز
انسان هر كاره باشد بايد شرايط آن را مرعى دارد . در تو هيچ يك از اينها شرطش محرز نيست اگر اهل علمى آثارش كجاست ؟ نشنيدى حديث شريف از حضرت باقر عليه السّلام كسى كه طلب كند علم را براى خدا نمىرسد به بابى از علم مگر اين‌كه خود را پست مىبيند ، نسبت به خلق خدا متواضع مىشود ، نسبت به حق تعالى خائف مىشود ، نسبت به ديانت داراى كوشش مىشود . پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : كسىكه طلب كند علم را براى دنيا و طلب مقام نزد مردم ، به بابى از علم نمىرسد مگر خود را بزرگ مىبيند و بر خلق
هامش
( 1 ) - « جامع النورين » سبزوارى ، ص 234 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 298 | حسين فاطمى