تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣

رباعى

اخلاص عمل به محضر يار بيار * بگذر ز زبان ، دل سوى دلدار بيار در بحر دل آر گوهر صدق دارى * ما طالب اوئيم و خريدار بيار
و فى « منهج الصادقين » فى تفسير قوله تعالى :
هذا ما تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ * مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ
الى ان قال
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
. « 1 » در « منهج » گويد : به‌درستى كه در آن‌چه مذكور شد در اين سوره « لذكرى » ، هر آينه پندى و ياد كردنى است مر كسى را كه بوده است مر او را قلب يعنى دل متفكّر ؛ چه كسىكه دل او غير متفكّر و متدّبر است به منزلهء شخصى است كه بىقلب باشد ؛ زيرا كه قلب بدون ذكر معتدّ به نيست . و از ابن عباس نقل مىكند كه مراد از عقل ، قلب است و تسميهء آن به قلب به جهت آن است كه دل ، محلّ عقل و ذكر و فكر است و از شبلى منقول است كه كسى به موعظهء قرآنى متّعظ مىشود كه دل او هميشه با ياد خدا باشد و طرفة العينى از او غافل نشود . « أو ألقى السّمع » يا كسىكه القا كند و گوش خود را فرا دهد به مواعظ فرقانى « و هو شهيد » و او حاضر باشد به ذهن خود يعنى دلش به ذكر و فكر آن‌چه مىشنود مشغول باشد تا فهم معانى او تواند كرد نزد استماع آن‌كه كسىكه ذهن او حاضر نباشد در حكم غائب است و استماعش به منزلهء عدم است به جهت عدم ترتّب فائده بر آن . از ابن عباس مروى است كسانىكه بعد از استماع قرآن از نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بيرون مىآمدند مىگفتند : ماذا قال آنفا ! قلوب با ايشان نبود يعنى از آن غافل و غائب بودند در كتب سال فه ؟ محققّان گفته‌اند كه « القاى سمع » به وقت شنيدن قرآن چنان بايد كه گوئيا از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مىشنود پس در فهم ترقى نمايد و چنان داند كه از جبرئيل عليه السّلام استماع مىكند بعد از اين فهم را از اين مرتبه بلندتر برد و چنان پندارد كه خدا مىشنود و لفظ شهيد مؤيّد اين است ؛ زيرا شهيد آن را گويند كه نزد گوينده حاضر باشد نه مخبر يعنى از گوينده شنود نه از خبردهنده . « 2 » در « تفسير ابو الفتوح » مىفرمايد : داراى قلب باشد ، يعنى عقل داشته باشد . كنايت كرد از عقل به دل ؛ زيرا كه دل ، محلّ عقل است و مثله آية لينذر من كان حيّا ؛ يعنى بترساند كسى
هامش
( 1 ) - سورهء ق ( 50 ) ، آيهء 32 . ( 2 ) - تفسير منهج الصادقين ، 9 / 24 .