تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
آفتاب به نصف النّهار رسيدى و از شدت گرمى عرصهء عالم چون تنور پر آتش شدى اميّه او را به بطحاء مكه مىآورد و بدنش را برهنه مىكرد و دست و پاى بلال را استوار مىبست و بر روى ريگهاى گداخته مىخوابانيد و سنگ‌هاى داغ كه گوشت را بريان مىكرد بر روى سينه و شكم و پهلوى او مىگذاشت و گاهى او را بر روى خارها با تن برهنه مىكشيد و خارها از پوست و گوشت بدن مبارك بلال مىگذشت و به استخوان مىرسيد و بلال را مىگفت از دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله برگرد و به لات و عزّى ايمان بيار و او مىفرمود : احدا ، احدا ! خداى يكتا را ستايش مىكنم و بيزارى مىجويم از لات و عزّى و اميّه بر او غضبناك‌تر مىشد و بر تعذيب او مىافزود تا جائىكه كعب الاحبار نقل مىكند كه بلال فرمود : اميّه از موهاى غليظ شتر به مقدار پنجاه گز تافته و خلاصه طنابى ساخت و بر گردن من بسته به دست اطفال مكه داد تا مرا از بلندى به پستى و از پستى به بلنديهاى مكه مىكشيدند تا گردنم سخت مجروح شد . علاوه دارد كه ابو جهل ملعون اجازه مىگرفت از اميّه براى تعذيب بلال و علاوه از سنگ و ريگ داغ سيخ آهن در آتش مىگذاشت و بر بدن مبارك بلال نهاده و او را تكليف بر برگشتن از دين اسلام و پرستش اصنام مىكرد و بلال همان كلمه را تكرار مىكرد و احدا احدا مىگفت .
دلباخته تا كسى به خوبان نشود * مانند من زار پريشان نشود گفتا كه عيادت كنم از بيمارم * يا رب سببى ساز پشيمان نشود
* * *
دل بس كه ز هجران رخت آه كشيد * ياد تو به دل نقش هو اللّه كشيد زد همزه به لام خويش و ديوانه صفت * يك نعره لا إله الّاه « 1 » كشيد
و فى « نفس الرحمن » : كان بلال مؤذنه صلّى اللّه عليه و آله و كان يلحن فى السين . ترجمه : در « نفس الرحمن » دارد كه بلال مؤذّن پيغمبر بود و « شين » را « سين » مىگفت و در اذان « أشهد » را « أسهد » مىخواند . اما راجع به اميّه كه بلال غلام خانه زاد او بود حق تعالى مقدّر فرمود تا آن معلون در جنگ بدر به‌دست مبارك بلال به جهنم و اصل شد و باز شمه‌اى از جلالت بلال در نزد خدا و رسولش بشنو اى مستمع شايد به خود آئى . در « جامع النّورين » حاجى ملا اسماعيل سبزوارى مىنويسد : در فتح مكهء معظمه
هامش
( 1 ) - مخّفف « الّا هو » .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 290 | حسين فاطمى