مثنوى
ما درون را بنگريم و حال را * نى برون را بنگريم و قال را
آنكه قصدش از خريدن سود نيست * هيچ قلبى پيش او مردود نيست
گر بود لفظش كج و معنيش راست * آن كجى لفظ مقبول خداست
بلى « انّ اللّه لا ينظر الى صوركم و أعمالكم بل ينظر إلى نيّاتكم و قلوبكم . در حكايت مرد عجمى كه دعا را غلط مىخواند نظير بلال لفظ كجش مقبول پروردگار شد .
جوينى در كتاب « احسن القصص » چنين تحرير كرده كه مردى نزد حضرت رسول آمد و عرض كرد : يا رسول اللّه ، شما را ادعيه و اوراد زياد است و من مردى عاجزم و استحضار آنها بتمامى نتوانم مىخواهم كه به تعليم كلمهاى مرا از همه مستغنى سازى . حضرت فرمود : بگو : اللّهمّ أنت ربىّ و أنا عبدك .
ترا همين كلمه كافى است . آن مرد نتوانست درست كلمات را ضبط كند شب و روز به عكس مىخواند و مداومت مىكرد و مىگفت : اللهّم أنت عبدى و أنا ربّك .
هرگاه كه اين كلمه را بر زبان مىراند ولوله در ملكوت اعلى مىافتاد و ملائكه از سياست اين گستاخى و جهالت آن مرد بيمناك بودند . روزى جبرئيل حضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شده عرض كرد : يا رسول اللّه ، آن مرد عجمى را كلماتى تعليم فرمودهاى كه از معنى آن اطلاع ندارد طورى ادا مىكند كه صاحب شرع او را تكفير مىنمايد . حضرت آن مرد را طلبيد و حال وى باز پرسيد ، عرض كرد : از تعليم حضرتت بسيار شادم و هر دم بدان تكلّم مىكنم و مىگويم : اللّهم أنت عبدى و أنا ربّك . و دل بر ثواب آن نهادهام . حضرت فرمود : عكس آنچه به تو آموختهام مىگوئى زنهار بعد از اين چنان نگوئى كه كافر گردى . آن مرد بغايت محزون گشت و غم گذشتهها بر دلش مستولى شد عرض كرد : يا رسول اللّه ، مدّتى ندانسته كفر گفتهام اكنون بفرما تدارك آن چگونه كنم ؟ حضرت تأمّل فرمود . جبرئيل نازل شد عرض كرد : يا رسول اللّه ، حق تعالى فرموده اگر غلط بر بندهء من رواست بر من روا نيست من نظر بر دل بنده دارم اگر سهوى بر زبان بندهاى گذرد و دل وى بر حقيقت مستقيم باشد ما آن خطاى او را به صواب برداريم و به منتهاى همتّش رسانيم . « 1 »
هامش
( 1 ) - « احسن القصص » جوينى ، ص 78 .