تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
وجهه فى فلك العليا قمر * فبه لا بالنّجوم يهتدا نحو مغناه لنيل المغنم * هو بدر و ذراريه بدور عقمت عن مثلهم امّ الدهور * كعبة الوفّاد فى كل الشهور فاز من نحو فناه و فدا * بمطاف منه او مستلم و رثو العلياء قدما من قصىّ * و نزار ثمّ فهر و لوىّ لا يبارى « 1 » حيّهم قطّ بحىّ * و هم از كى البرايا محتدا و اليهم كلّ فخر ينتمى * ايّها الرّاجى لقاه فى الممات كلّ موت فيه لقياه حيوة * ليت ما عجّل بى ما هو آت علنّى القى حيواتى فى الرّدى * فائزا منه بأدنى النّعم
* * *

بر سقف اول درب صحن مطهر نيز مكتوب است

زهى به خاك درت از ره پريشانى * به هر صباح نهد آفتاب پيشانى آنان كه به دل ، مهر تو اندوخته‌اند * پروانه‌صفت گرد تو پر سوخته‌اند از بس كه به احسان تو آموخته‌اند * چون حلقه همه چشم به در دوخته‌اند از آن‌كه به حق سرشته آب و گلشان * جز حبّ على نباشد اندر دلشان يك شب به بيابان نجف خوابيدم * از هاتف غيب اين صدا بشنيدم كاى قافله‌سالار بيابان نجف * صد ساله گناه همه‌تان بخشيدم

بر در اول صحن مطهرّ علوى نوشته است

زائرين درگهت را بر در خلد برين * مىدهند آواز طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ « 2 » تا نجف شد آفتاب دين و دولت را مقام * خاك او دارد شرف بر زمزم و بيت الحرام
هامش
( 1 ) - يعنى برابر نمىشود . ( 2 ) - سورهء زمر ( 39 ) ، آيهء 73 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 287 | حسين فاطمى