تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
و النّاس مثل دراهم ميّزتها * فوجدت فيها فضة و زيوفا
ترجمه : مصاحبت و رفاقت كن با مردمان خوب در وقت ملاقات بهترين رفيق كسى است كه عفيف باشد . مردم مانند پول مىباشند كه وقتى از هم جدا مىكنى هم پول نقره خالص هست و هم پول قلب مخلوط به‌هم و البتّه چنان‌كه در وقت پول گرفتن دقت مىكنيم مبادا جزئى ضررى به ما برسد امّا براى رفيق گرفتن هيچ سعى و دقّت نمىكنيم و حال آن‌كه پول قلب فقط جزئى ضرر دنيائى مىزند ولى گاهى مىشود كه رفيق بد هم ضرر دنيائى و هم ضرر آخرتى دارد بلكه ممكن است رفيق ، دين انسان را ببرد و
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ
« 1 » كند شخص را . اى برادران عزيز ! آيا تأمّل مىكنيم عيب از كجاست . از اينجاست كه ايمان داريم كه پول مشكل‌گشاى ماست امّا به آخرت يا ايمان نيست و يا اگر هست بسيار ضعيف است ايمان به كريمهء
وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
« 2 » نداريم بلكه عمليّات ما فرياد مىزند كه : و الدّنيا خير و أبقى .
فطن بكلّ رزيّة فى ماله * و اذا اصيب بدينه لا يشعر « 3 »
ترجمه : در هر ضرر و خسارتى كه راجع به مال دنيا باشد انسان زيرك و هشيار است ولى اگر خسارتى به دينش برسد لا يشعر است و نمىفهمد . اين شعر از ابو اسود دئلى است مقدّم بر اين شعر دو بيت ديگر است اين است آن دو بيت .
ذهب الرّجال المقتدى بفعالهم * و المنكرون لكلّ امر منكر و بقيت فى خلف يزيّن بعضهم * بعضا ليدفع معور عن معور « 4 »
ترجمه : رفتند مردانى كه مردم پيروى از آنان مىكردند و راهنماى مردم بودند كسانى بودند كه منكر منكرات بودند و جلوگيرى مىكردند از كارهاى منكر يعنى خلاف شرع و ديانت ، و من مانده‌ام در ميان جماعتى پس از آن راهنمايان كه اين جماعت زينت مىدهند بعضى بعض ديگر را تا كجى و خلافكارى شخص كج و نادرستى را پنهان كند و در انظار ، بد را خوب جلوه دهند .
تن همى نازد به خوبى جمال * روح پنهان كرده فرّ و پر و بال گويدش اى مَزبَله تو كيستى * چند روز از پرتو من زيستى
هامش
( 1 ) - سورهء حج ( 22 ) ، آيهء 11 . ( 2 ) - سورهء اعلى ( 87 ) ، آيهء 17 . ( 3 ) - كشكول شيخ بهايى 1 / 194 . ( 4 ) - كشكول شيخ بهايى 1 / 233 .