تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

ايضا دو رباعى

جانم به فداى آن‌كه او اهل بود * سر در قدمش اگر نهى سهل بود خواهى كه بدانى به يقين دوزخ را * دوزخ به جهان ، صحبت نااهل بود . در آتش سوزنده اگر اهل بود * آن آتش سوزنده بر او سهل بود با مردم نااهل ميا در صحبت * كز هر چه بتر صحبت نااهل بود

ايضا فى المصاحبة و المعاشرة نعم ما قال قائل :

عاشر أخا ثقة بصحبته * و الطبع مكسب من كل مصحوب كالرّيح آخذة مما تمرّ به * نتنا من النتن او طيبا من الطيب
ترجمه : معاشرت و همنشينى كن با برادر دينى خود كه محلّ وثوق تو باشد تا از صحبت او حظّ و بهره ببرى چون طبيعت انسانى مىگيرد و مىدزدد فضائل و رذائل اخلاق را از همنشين خود مانند باد كه به هر چه بگذرد بوى آن را حمل مىكند با خود اگر به گلستان بگذرد بوى گل را اخذ مىكند اگر به مردار و يا نجاستى بگذرد بوى آن را مىگيرد و پراكنده مىكند .
تو اوّل بگو با چه كس زيستى * كه تا من بگويم كه تو كيستى
ايضا فى المصاحبة فى « تفسير ابى الفتوح » عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال رسول اللّه : صلّى اللّه عليه و آله مثل الجليس الصّالح كمثل الدار العطّار ، ان لم يجدك من عطره علّقك من ريحه و مثل الجليس السوء كمثل صاحب الكيران ، « 1 » ان لم يحرك من شرار ناره علّقك من نتن دخانه . ترجمه : در باب همنشينى در « تفسير ابو الفتوح » از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت مىكند كه فرموده : مثل همنشين خوب مثل دكان عطرفروشى است كه اگر از عطر آن به تو نچسبد بوى خوش آن به مشام تو مىرسد و مثل همنشين بد مثل كورهء آهنگرى است كه اگر تو را نسوزاند به آتش خود بوى بد و دود آن به تو مىرسد .

در بيان اثر همنشينى

صاحب خيار الناس حيث لقيتهم * خير الصحّابة من يكون عفيفا
هامش
( 1 ) - « كير » بالكسر : دمهء آهنگرىست ؛ اكيار و كيره كفرده و كيران بالكسر جمع ( منتهى الارب ) .