همان طمع با داشتن سرمايهء بيشترى مبادرت به آن كار نموده به عكس به كلّى سرمايه خود را از دست داده و مفلس فى امان اللّه شده . اگر قانع نشدى باز هم عرض كنم انديشه در فرمايش مولى على عليه السّلام كن تا بدانى كه جز اين نيست كه بيان شد .
قال عليه السّلام : « عرفت اللّه بفسخ العزائم و حلّ العقود . »
ترجمه : مىفرمايد ؛ شناختم خدا را به شكستن ارادهها و گشوده و باز شدن گرهها .
حاصل بر اينكه مدبّر الأمور اوست هر چه مىشود به اراده و مشيّت اوست چنانكه نظامى گفته :
خراميدن لاجوردى سپهر * همين گرد گرديدن ماه و مهر
مپندار كز بهر بازيگرى است * سراپردهاى اين چنين سرسرى است
در اين پرده يك رشته بىكار نيست * سر رشته بر ما پديدار نيست
نه ز اين رشته سر مىتوان تافتن * نه سر رشته را مىتوان يافتن
اشعار للمتنبّى
اذا كان عون اللّه للمرء شاملا * تهيّأ له من كلّ شىء مراده
و ان لم يكن عون من اللّه للفتى * فأوّل ما يجنى عليه اجتهاده
ترجمه : اگر خدا يار كسى شد براى او مهيّا مىسازد مراد او را و اگر يارى نكند خدا كسى را اوّل چيزى كه نصيب او مىشود تعب كوشش اوست در آن كار .
ايضا عربيّة
فمن ينجى العليل من البلايا * اذا كان البلاء من الطّبيب
ترجمه : پس كيست كه نجات بدهد مريض و عليل را از بلاى علّت و مرض وقتىكه بوده باشد بلا از طبيب .
اى در درون جانم و جان از تو بىخبر * و ز تو جهان پر است و جهان از تو بىخبر
ذكر تو در خيال و خيال از تو بىنصيب * نام تو در زبان و زبان از تو بىخبر
شعر ابن صائغ
لا تفخرنّ بما اوليت من نعم * على سواك و خف من كسر جبّار
فانت بالاصل بالفخّار مشتبه * ما اسرع الكسر فى الدّنيا لفخّار