ترجمه : مىرسد به ثروت و دارائى شخص نادان و بىعلم و كمتر به ثروت مىرسد و دارا مىشود كسىكه صاحب علم باشد . و اگر چنان بود كه رسيدن روزى اشخاص بهواسطهء عقل بود يعنى هر كس عاقلتر بود روزيش بيشتر بود در اين صورت حيوانات از گرسنگى مىمردند ، به جهت نداشتن عقل . آگاه باش و بدان چه بسيار آدم پستى كه در فهم مانند خر است و روزى او برايش مىبارد مثل باريدن ابرها باران را . و چه بسا آدم كريم و آزاد مردى كه مالك و صاحب يك درهم نيست و در حال بىقوتى و ضعف و ناتوانى به سر مىبرد روزهدار ، و حال آنكه روزه نيست يعنى از كمى قوت و غذا هميشه مثل كسى است كه روزه باشد .
ايضا شعر قيراطى در « كشكول »
كم من اديب فطن عالم * مستكمل العقل مقل عديم
كم من جهول مكثر ماله * ذلك تقدير العزيز العليم « 1 »
ترجمه : چه بسا شخص اديب و زيرك و عالمى كه داراى عقل كامل است فقير و بىچيز است و چه بسا آدم نادانى كه بسيار است مال و ثروت او و اين از تقدير خداوند عزيز و داناست . حاصل اينكه ثروت و مكنت از طرف حق است و به تقدير خدا است نه به تدبير خلق .
العبد يدبّر و اللّه تبارك و تعالى يقدّر . ترجمه : بنده تدبيرى مىانديشد براى كارى كه خداوند تعالى بر خلاف انديشهء او تقدير فرموده . لذا آنچه تقدير است خواهد شد . اينكه گاهى اتفاق مىافتد كه يكى براى كارى پيشبينى مىكند و راهى براى كسب و تجارت و يا مقاصد ديگرى به فكر خود پيدا مىكند و صددرصد موفقيّت حاصل مىنمايد و خود او يا ديگران خيال مىكنند كه از تدبير و انديشهء بلند او بوده كه از اين راه رفته و ثروتى به دست آورده يا به مقصدى بزرگ نائل شده ، اشتباهى است بزرگ . سرّ او اين است كه تدبير بنده موافق مىشود با تقدير خدائى و اين همان خوشبختى و شانس و اقبالى است كه مردم مىگويند ؛ زيرا بسيار تجربه شده و ديده شده كه شخصى كارى پيش گرفته مشغول به شغلى شده و از راه آن حرفه ثروت هنگفتى بهدست آورده ديگرى هم به
هامش
( 1 ) - كشكول شيخ بهايى 2 / 68 .