تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
كه شأن او تعجّب آوردنده است يعنى عبث نيست .
عبث نيست اين سير خورشيد و ماه * به خويش آ مكن عمر خود را تباه ز بازار دنيا متاع حسن * ببايد برى نى جوالى گناه
اوقات خود را بايد مغتنم شمرد شكرگزارى در نعم نامتناهى كه خدا عطا فرموده ، بسيار مشكل است از آن‌كه نعمتهاى او به شمار نمىآيد چنان‌كه خود ربّ العزة فرموده :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
. « 1 »
از دست و زبان كه برآيد * كز عهدهء شكرش به درآيد

عربيّة

اذا كان شكرى نعمة اللّه نعمة * علىّ و فى أمثالها يجب الشّكر فكيف بلوغ الشّكر الّا بفضله * و ان طالت الايّام و اتّصل العمر
ترجمه : اگر شكر نمودن من خدا را نعمت ديگرى است براى من و در امثال آن نيز واجب است شكر ؛ پس چگونه بنده مىتواند شكرگزارى كند خدا را مگر به فضل و كرمش اگر چه روزهاى زندگانى به طول انجامد يعنى عمر دراز شود .
بنده همان بِه كه ز تقصير خويش * عذر به درگاه خدا آورد ورنه سزاوار خداونديش * كس نتواند كه به‌جا آورد

رباعى

اى خواجه به كوى اهل دل منزل كن * در پهلوى اهل دل دلى حاصل كن خواهى بينى جمال معشوق ازل * آئينهء تو ، دل است رو در دل كن مكن در كارها تأخير امروز * كه در تأخير آفت‌هاست جانسوز به فردا افكنى امروز كارت * ز كنديهاى طبع حيلت آموز قياس امروز گير از حال فردا * كه هست امروز تو فرداى ديروز

و فى « الكشكول » من السّوانح

غفلة القلب من الحقّ من أعظم الذّنوب و أكبر العيوب و لو كانت آنا من الآنات و لمحة من اللّمحات حتّى انّ أهل القلوب عدوّ الغافل فى أنّ الغفلة من جملة الكفار و كما يعاقب
هامش
( 1 ) - سورهء ابراهيم ( 14 ) ، آيهء 34 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 262 | حسين فاطمى