الدار يقرّب العبد من اللّه و يحصل له المعرفة الكشفية فيكون ما عند اللّه خيرا ممّا عنده و عند الناس و يرى هذا العالم عالم الغرور . « 1 »
[ ترجمه : هنگام غسل تسميه ( بردن نام خداوند ) و دعاى مأثوره در ميان انجام غسل مستحب است پس مىگويد : « خدايا ! دلم را پاكيزه و سينهام را گشاده گردان و سپاس و ستايشت را بر زبانم جارى كن . خداوندا ! اين غسل را برايم پاكىبخش و شفا و نور قرار ده كه تو بر هر چيزى توانايى . » پس از پايان غسل بگويد : خدايا ! دلم را پاك و عملم را پاكيزه گردان ، كوششم را بپذير و آنچه را نزد تو است برايم خير قرار ده . خداوندا ! مرا از توبهكنندگان و پاكشدگان قرار ده . » و جز آن هم روايت شده است . و اين ذكرها ، چنان كه مىبينى شاهدى است بر اينكه هدف اصلى و مقصود مهمتر ، پاكى و گشاده شدن سينه است . و آن بنابر آنچه از پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله روايت شده : « نورى است كه در دل مىافتد و با آن سينه گشاده مىشود . و نشانهاش تهى يافتن دار الغرور و بازگشت به دار الخلود است . » و مقصود از آن بنا به نظر برخى از اهل حقيقت ، نور معرفت نفس است به گونهاى كه حقيقت نفساش را بىصورت و بىماده ببيند . نورى كه داراى حيات و علم است . و آن چنانكه برخى اساتيد گفتهاند نورى است كه در پايان مناجات شعبانيّه به آن اشاره شده است : « و مرا به نور عزّت نيكوترت پيوند ده تا به تو عارف شوم . » و خلاصه ، آنگاه كه به بنده نور معرفت نفس كه رسيدن به معرفت پروردگار با آن ممكن است ، داده شد با اين نور ملكوت اين دنياهاى ملموس مردم را ديده و انسان ملكوتى مىشود و به جهت چيرگى روحانيّتش به منزلگاه جاودانگى وارد مىشود و اين همان مقصود از بازگشت به دار الخلود ( منزل جاودانه ) است . و در هر حال چنانكه طهارت جوارح ، موانع ورود به مسجد و نمازگزاردن را برمىدارد به همين طور طهارت درون از خواستههاى اين دنياى محسوس ، دنياى پست تاريك ، موانع بازگشت به منزل جاودانى يعنى دار السلام و منزل زندگانى و جوار خداوند را برمىدارد . و با ورود به اين منزل ، بنده به خداوند نزديك شده و معرفت پشت پرده را بهدست آورده و آنچه نزد خدا است بهتر از آنچه نزد خود و نزد مردم است مىشود . و اين عالم را عالم فريب مىبيند . ]
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « انّما الاعمال بالنيّات و لكلّ امرء ما نوى » .
هامش
( 1 ) - « اسرار الصلاة » ، ص 62 .