تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
فساد در تدبير بدن پيدا خواهد شد مىداند كه اگر مدبّر عالم دو تا باشد فساد در عالم پيدا خواهد شد . چنانچه فرمود :
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
. « 1 » سوم - كسى كه بشناسد نفس خود را كه مدبر بدن است به اختيار ، عالم شود به اينكه حق مدبّر عالم است به اختيار نه به اضطرار . چهارم - كسى كه بشناسد چيزى از احوال عارضه در بدن بر من مخفى نيست مىفهمد حق سبحانه عالم به جزئيات و كلّيات عالم مىباشد و مخفى نيست بر او چيزى ، زيرا كه ممتنع است علم مخلوق و جهل خالق . پنجم - آنكه اگر بداند نسبت نفس به تمام بدن و اجزاء آن على السّواء مىباشد علم پيدا خواهد نمود حقّ سبحانه نسبتش به تمام اجزاء عالم على السّويه خواهد بود . ششم - كسىكه بشناسد خود را به اينكه من قبل از احداث بدن بوده‌ام بعد از فناء بدم هم باقى هستم خواهد فهميد حق سبحانه موجود است قبل از عالم و باقى خواهد بود بعد از فناء عالم . هفتم - كسىكه فهميد آنكه كنه نفس خودش را نمىتواند بشناسد مىيابد كه كنهء ذات حق تعالى به طريق اولى شناختنى نيست براى اينكه نفس وجودش معلوم و كيفيتش مجهول ، ربّ سبحانه هم همين قسم است : معلوم الوجود مجهول الكيفيّة گر چه بين الوجودين تضادّ و تفارق است . هشتم و نهم - كسىكه شناخت نفس خود را كه مكان نيست او را حسّ و مسّ نمىشود عالم شود كه ربّ سبحانه هم همين نحو است مكان نمىخواهد حسّ و مسّ هم نمىشود . دهم - كسىكه خود را شناخت به صفت نقص مىشناسد حق سبحانه و تعالى را به صفت كمال ؛ زيرا كه نقص دلالت بر حدوث مىكند لازم دارد كمال قدم را . « 2 » ] « فى « مجموعة الورّام » عن ابى حمزة الثّمالى قال : قرأت صحيفة فيها كلام زهد من على بن الحسين فكتبت ما فيها ثمّ أتيت على بن الحسين فعرضت ما فيها عليه فعرّفه و صحّحه فكان فيها : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم كفانا اللّه و ايّاكم كيد الظالمين الى اينكه بود در آن صحيفه : فمن عرف اللّه عزّ و جلّ خافه و حثّه الخوف على العمل بطاعة اللّه و انّ ارباب
هامش
( 1 ) - سورهء انبياء ( 21 ) ، آيهء 22 . ( 2 ) - زهر الربيع ، 476 .