تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
الى معرفة الرب ؟ فرمودند : معرفة النفس . و بالجمله ؛ اين را داشته باش كه انسان انسانيتش به صورت نيست ؛ چرا كه صورت را بر در حمام هم مىكشند ، و به جسمانيت هم نيست ؛ چرا كه حيوانات خبيثه هم جسم دارند ، باشره طعام و جماع هم نيست ؛ چرا كه خرس و خنزير هم شره‌شان بيشتر از تو است ، و با غضب و قوهء انتقام هم نيست ؛ چرا كه سگ و گرگ هم قوّهء غضبيه‌شان خيلى است ؛ بلكه خاصه انسانيت كه تو را انسان كند و در شركاى ديگر يافت نشود ، علم است و معرفت و اخلاق حسنه . علم و معرفت حاصل نشود مگر به تحسين اخلاق ؛ چنان كه مىفرمايد : العلم ليس فى السماء لينزل اليكم و لا فى الأرض ليصعد لكم بل مجبول فى قلوبكم تخلّقوا باخلاق الروحانيين حتى يظهر لكم . ايضا از كلمات « نهج البلاغه » است مىفرمايد : العالم من عرف قدره . « 1 » كه مرحوم آخوند ملا فتح اللّه مىفرمايد : معرفت قدر مستلزم معرفت او است به نفس خود و معرفت به نفس خود مستلزم معرفت است به خالق خود و معرفت به خالق از تماميت علم است . و از اين لازم مىآيد كه هر كه نشناسد قدر خود را عالم نباشد بلكه جاهل باشد ؛ زيرا كه سلب لازم ، مستلزم سلب ملزوم است . پس اشاره به اين فرمود : كفى بالمرء جهلا أن لا يعرف قدره و إنّ [ من ] أبغض الرّجال إلى اللّه تعالى لعبدا وكله اللّه إلى نفسه جائرا عن قصد السّبيل ، سائرا به غير دليل ، إن دعى إلى حرث الدّنيا عمل و إن دعى إلى حرث الآخرة كسل ! « 2 » [ در نادانى انسان همين بس كه ارزش خويش نداند . دشمن روىترين افراد نزد خدا كسى است كه خدا او را به حال خود واگذاشته تا از راه راست منحرف گردد و بدون راهنما برود ، اگر به محصولات دنيا دعوت شود تا مرز جان تلاش كند امّا چون به آخرت و نعمتهاى گوناگونش دعوت شود ، سستى ورزد . ] سيّد جزائرى در معنى : من عرف نفسه فقد عرف ربّه فرموده است : « و قد ذكر المحققون فى معناه وجوها : الاول - انّ النفس محركة للبدن و مدبرة له فاذا كان هذا البنيان الحقير يحتاج إلى مدبّر و محرّك فكيف لا يحتاج إليه عالم الكون فيكون من الدلائل الموصلة إلى معرفة الرب و لعلّه قسيم دليل الآفاق فى قوله تعالى
فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ
؛ « 3 »
هامش
( 1 ) - خطبهء 103 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - سورهء فصّلت ( 41 ) ، آيهء 53 .