تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
رويدك إنّ المجد حلو لطاعم * عذيب فإن مارسته ذقت ممقرا
[ دست نگه‌دار كه مجد عظمت براى چشنده شيرين و گواراست ، ولى اگر به آن دست يازى و در پى كسب آن باشى آن را سخت تلخ و تند مىيابى ]
و ما كلّ من رام المعالى تحمّلت * مناكبه منها الرّكام الكنهورا
[ چنين نيست كه هر كس دنبال سرفرازى باشد نشانه‌هايش تاب و تحمّل بار سنگين آن را هم داشته باشد ]
تنحّ عن العلياء يسحب ذيولها * همام تردّى بالعلى و تأزّرا
[ تو از ارجمندى و سرفرازى دور شو و بگذار آن بزرگوارى كه علوّ و سربلندى جامهء زير و روى اوست با برازندگى و دامن‌كشان در آن گام بردارد و بخرامد ]
فتى لم يعرّق فيه تيم بن مرّة * و لا عبد اللّات الخبيثة اعصرا
[ آن جوانمردى كه تيم بن مرّه در نسب او قرار ندارد و هرگز روزگارى دراز بت پليد لات را نپرستيده است ]
و لا كان معزولا غداة براءة * و لا عن صلوة امّ فيها مؤخّرا
[ جوانمردى كه فرداى آن روز مأمور ابلاغ سورهء برائت گرديد معزول نشد و از امامت نمازى كه آغاز كرده بود بر كنار نگشت ]
و لا كان فى بعث ابن زيد مؤمرا * عليه فأضحى لابن زيد مؤمّرا
[ و در سپاه اسامه بن زيد تحت فرماندهى اسامه نبود تا بعد بر اسامه امير گردد ]
و لا كان يوم الغار يهفو جنانه * حذارا و لا يوم العريش تستّرا
[ و در روز غار دلش از ترس دشمن در طپش بود و در روز جنگ بدر كه براى پيامبر سايبان درست كرده بودند خود را از صحنه جنگ پنهان نكرد ]
إمام هدى بالقرص آثر فاقتضى * له القرص ردّ القرص أبيض أزهرا « 1 »
[ آن امام هدايتگرى كه قرص نان موجب شد كه قرص نورانى و درخشان خورشيد براى او برگشت ] ابن ابى الحديد مىگويد كه فرار كردن ابو بكر در حنين عجبى نيست و اين ، شيوه و عادت او بوده چنانچه در احد و خيبر نيز فرار كرد .
هامش
( 1 ) - « الروضة المختارة » ، ص 108 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 136 | حسين فاطمى