تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
و رأيت دين الاعتزال و إنّنى * أهوى لأجلك كلّ من يتشيّع
[ من با اينكه معتزلى مذهب هستم ولى از شدّت شوق محبت تو هر كس شيعهء تو باشد از صميم قلب دوست دارم . ]
و لقد علمت بأنّه لابدّ من * مهديكم و ليومه أتوقّع « 1 »
[ عقيده‌مندم به اينكه فرزند عزيزت مهدى موعود ظاهر خواهد شد و من هم انتظار مقدم شريفش را دارم . ]
يحميه من جند الإله كتائب « 2 » * كاليمّ أقبل زاخرا « 3 » يتدفعّ
[ وقتى به ظهور موفور السرورش عالم را روشن مىفرمايد افواج ملائكه و انس مثل دريا كه جزر و مدّ دارد اطرافش دور مىزنند . ]
فيها لآل أبى الحديد صوارم « 4 » * مشهورة و رماح خطّ « 5 » شرّع « 6 »
[ در ميانه آنها مردانى از آل ابى الحديد با شمشيرهاى برنده كشيده و نيزه‌هاى خطّ يمن كه با سر تيز مهيّا است افتخار خدمتش را دارند . ]
و رجال موت مقدّمون كأنّهم * أسد العرين « 7 » الرّبد « 8 » لا يتكعكع « 9 »
[ همان مردانى كه به استقبال مرگ مىروند مانند شيران كه بس در خوابگاهشان خوابيدند رنگ خاك گرفتند و از هيچ چيز نمىترسند . ]
تلك المنى « 10 » امّا اغبّ « 11 » عنها فلى * نفس تنازعنى و شوق ينزع
[ امّا آرزوى قلبى من همين است فرضا بخواهم از مردم بپوشانم نفس من با من نزاع مىكند و شوقم وادارم به اظهار مىنمايد . ]
و لقد بكيت لقتل آل محمّد * بالطّفّ حتّى كلّ عضو مدمع « 12 »
[ حال هميشه مىگريم براى مصائب كه در قضيّه فاجعهء كربلا بر آل محمّد عليهم السّلام وارد آمد ، بلكه تمام اعضاى من گريان است . ]
عقرت « 13 » بنات الأعوجيّة « 14 » هل درت * ما تستباح بها و ماذا تصنع
هامش
( 1 ) - اتوقع يعنى انتظار ميكشم . ( 2 ) - كتائب فوجهاى لشكر . ( 3 ) - زخر كم و زياد شدن . ( 4 ) - صوارم شمشيرهاى قطع‌كننده . ( 5 ) - خط محلى است در اطراف يمن . ( 6 ) - شرع نيزه سر تيز مهيا . ( 7 ) - عرين خوابگاه شير . ( 8 ) - الربد رنگ مايل به خاك . ( 9 ) - تكعكع جبن و ترس . ( 10 ) - منى آرزوها . ( 11 ) - اغب پوشيده بدارم . ( 12 ) - مدمع اسم فاعل يعنى گريه‌كننده . ( 13 ) - عقر : پى كردن چهارپا . ( 14 ) - اعوجيه : اعوج نام محلى است كه بعضى از اسبها را به آن نسبت دهند .