تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
داخل نموده بود و البته پس از مردن از همهء زشتكاران و كافران معذّب‌تر خواهد بود
« إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ »
« 1 » و لو اين شخص به يك معنى نادان است و لكن دل او را دنيا فاسد نموده كه قابل علاج و دانايى نيست چنين نادانى از محطّ كلام ارسطو خارج است ، چو اعمال اين بر هيچ موجودى فزونى ندارد ، فهو ارذل الموجودات حتى من الشياطين . « 2 » ديوخس گفت : اكنون دانستم كه حسنات ايشان از چه روى ضايع است ، يا آن حسنات را از روى نادانى در غير مورد حسنه بودنشان مىكنند و يا در نيّت و اغراضشان خللى موجود است و يا از روى شبهه و شبيه بودن زشتكاريها به حسنات و حسنات به زشتيها و ميانهء زشت و زيبا فرق را نمىداند ، اكنون فضل حكمت بنماى كه كرده‌ها الّا بدان سودمند نيست ، يعنى آن حكمت و دانايى كه كرده‌ها و افعال كه به آن حكمت سرزند بلكه از آن رويد كه سودمند مىشود آن كرده‌ها بيان كنيد ، چو آن دانايى كه عمل و كرده‌ها برطبق او نباشد ، فضلى ندارد زيرا كه گذشت كه آن دانايى و بال گردد و در عذاب آخرت دير بپايد ، چنان‌كه فرموده‌اند : « العلم بلا عمل كالشجر بلا ثمر » « 3 » و « العلم يهتف بالعمل فان اجاب و الا إرتحل » « 4 » كه اگر عمل اجابت نكند علم را علم كوچ كند و نباشد پس آن حكمت و دانايى كه كرده‌هاى حكيم به او سودمند گردد ، كدام است ؟ ارسطو گفت : هركه كار خوبى را ديد و خوبى او را فهميد و كرد و كار زشتى را ديد و زشتى او را فهميد و بگذاشت او را براى آنكه زشت بود و يا آنكه ترك آن را خدا خواسته و ترك نمود و لو هواى نفس به او ميل داشت و به نيكويى آمد ، براى آنكه نيكوست و يا آنكه خدا خواسته و لو براى هواى نفس شاق بود ، چنين كس موافقت حكمت كرد و حكمت و دانايى او ثمر داده و فضل دارد و هركه خوبى كارى را دانست و عزم كرد ، به آن عمل كند
هامش
( 1 ) - نساء / 145 : ( زيرا ) منافقان در پايين‌ترين مرحلهء دوزخ قرار دارند . ( 2 ) - يعنى : او پست‌ترين موجودات حتّى اهريمنان و شياطين است . ( 3 ) - غرر الحكم / 220 . ( 4 ) - به پاورقى صفحهء 19 شمارهء 3 مراجعه شود .