ديوخس گفت : آرى .
ارسطو گفت : علم دانا چون نور و زندگى است ، كردههاى وى را زنده دارد و جهل نادان چون مرگ و تاريكى است ، كردههاى « 1 » وى را بميراند ، از اين جهت كردار عامّه همچون نقش بر ديوار و كردار اهل علم همچون جانور زنده است ، اينكه ذكر شد ، كردار نادانى است كه خرد او ضعيف است و چندان او تبعيّت از شريعت خود ندارد ، به واسطهء نادانى و لكن كسانى هستند كه در ظاهر پيروى از شرع دارند در وجوه عبادات و معاملات ولى در باطن خودپرست و دزدند به واسطهء ضعف خرد آنها از تراكم رذايل و عشق مفرط به دنيا كه خردشان كور شده و ناشناسايى به مبدأ و معاد خود در عبادات رياكار و در معاملات دزد هستند و مقصود تحكّم و سرورى پيدا نمودن بر مردم و تحصيل ماليهء دنيا است و لذايذ حيوانيّهء زائله و كردههاى ايشان را نمىشود مرده و بىاثر گفت بلكه همچون سگ هار و مار و عقرب زنده و گزنده بايد گفت .
ديوخس گفت : اين خوبكاريهاى ايشان يعنى عامّه هيچ افزونى دارد بر زشتكارى ايشان ؟
هامش
-« الناس من جهة التمثال اكفاء * ابوه آدم و الام حواء
و انما امهات الناس أوعية * مستودعات و للأحساب آباء
فان يكن لهم من اصلهم شرف * يفاخرون به فالطين و الماء
لا فضل الا لأهل العلم انهم * على الهدى لمن استهدى أدلاء
و قيمة المرء ما قد كان يحسنه * و الجاهلون لاهل العلم اعداء
نقم بعلم و لا نبغى بدلا * فالناس موتى و اهل العلم احياء »مردمان از نظر صورت برابرند ، پدر همگى آدم و مادرشان حوّا است . و همانا مادران به منزلهء ظرفند كه به امانت فرزندان را ( در رحم و دامن ) مىپرورند و حسب و نسب از پدران است ، اگر از اصلشان شرفى نداشتند ، بدان فخر مىكنند كه آب و گل است درحالىكه فضيلتى جز براى دانشمندان نيست زيرا كه آنها هدايت يافتهاند و هركه هدايت بخواهد ، راهنمايى مىكنند و ارزش هركس به كارى است كه خوب انجام مىدهد و نادانان با دانشمندان دشمنند ، ما به دنبال علم و دانشيم و چيزى را بهجاى آن نمىجوييم . مردمان ( چون ) مردگانند و دانشمندان ( بهواقع ) زندگانند .
( 1 ) - اين كلمه در هر دو مورد سخن ارسطو ، در نسخهء آقاى مينوى « كردها » ثبت است .