تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
ديوخس گفت : اين گفتار جمله روشن گشت ، اكنون مرا بنماى كه اين كار ، يعنى حكمت نخست بر كه روشن شد ؟ ارسطو گفت : خردهاى مردم كه غالبا كوچك و مقيّد به اوهام و به استخدام واهمه نيازمند است از آن دور است كه به چنين كار بزرگ و احاطهء به اين مطالب وسيعهء كليهء عقليّه صرف توان رسيد بىآموختن ، و بىتأييد روحانى و تناسب و اتّصالات عقلانى و لو بشر عاقل و امتياز او از ساير انواع حيوانات به عقل است ولى اين عقول جزئيّهء بشريّه نه آن عقلى است كه بتوان به حقايق اشياء كماهى رسيد ، عقل جزئى عقل را بدنام كرد « 1 » و بدون آموختن از عاقل كامل محيط به حقايق اشياء نتوان رسيد ، همچنان كه چشمهاى انسان دور است از ديدن چيزها را در تاريكى ، بىروشنايى چراغ . ديوخس گفت : پس حكما كه از جنس مردم هستند ، از كه آموختند اين حكمت را ؟ ارسطو گفت : آدم كه اوّل بشر و پدر بشر بود ، رسول حق بود و هر رسولى به وحى روح القدس حكيم است و آموزگار ديگر مردم است به اندازهء قوّه و استعداد ايشان و پس از آدم پيوسته داعيان و رسل قرون در آفاق و قطعات زمين ، مردم را بدان كار همى خواندند ، كه بياييد كه حكمت از عقايد و اخلاق و اعمال بياموزيد و حق و باطل اينها را بشناسيد و به حق گراييد و از باطل دورى كنيد
« قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
« 2 » و از زمين ما يونان‌زمين و يا روميّة الكبرى نخست‌تر كسى كه اين دانش عقلانى و مايهء زندگانى روح انسانى به دو رسيد به وحى سروش غيبى و روح القدس و فرشتهء آسمانى هرمس بود ، يعنى حضرت ادريس پيغمبر ، چون هرمس و هرمس الهرامسه او را گويند . ديوخس گفت : از كجا اين حكمت به هرمس آمد ؟
هامش
( 1 ) - مثنوى معنوى ، دفتر پنجم ، ص 286 ، سطر 22 :عقل جز وى عقل را بدنام كرد * كام دنيا مرد را بىكام كرد( 2 ) - آل عمران / 64 : بگو اى اهل كتاب بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما مشترك است كه جز خداوند يگانه را نپرستيم ، و چيزى را شريك او قرار ندهيم ، و بعضى از ما بعضى ديگر را ، غير از خداوند يگانه به خدايى نپذيرند .