تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
خود ، هنگام عمل اين است كه هنگام سؤال اگر سؤال كنند از دانا كه چرا اين زشتكارى را نمودى ؟ عذرى ندارد كه جواب گويد و لكن اگر از آن نادان سؤال نمايند ، نادان جواب گويد كه نمىدانستم ، فورا سؤال كنند : هلّا تعلّمت ؟ چرا تعليم نگرفتى ؟ آن‌وقت نمىتواند بگويد ، دانا نبود ، چه دروغ در آن روز نيست ، چنان‌كه قرآن كريم دربارهء مقيمين دار الكفر بحسب تنزيل و مسلمين دار الاسلام كه به مدرسه و دار العلم نرفته‌اند ، مىگويد :
« الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي
أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ
قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ
قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها »
« 1 » و بالجمله چنين نادانى بر آن دانا افزونى ندارد . الّا آنكه يك عذر غير مقبولى دارد ، اللهم بلى ! « 2 » به‌قدر اعتذار بنده و قبول نشدن آن امنيت از عذاب دارد و امّا كسانى كه به شرايع خود دانا هستند و در مقام عمل نيز جد دارند و رنج مىبرند و در خورش و پوشش و مسكن نيز به اندازهء كفاف قناعت نمايند ، براى رسيدن به لذّت رياست و حبّ سرورى كه ما فوق لذايذ دنيا است و در عمل به شرايع و عبادات خود نيّت و غرضش اطاعت نمودن مردم است ، از او به واسطهء عدم تصديق او باطنا به مبدأ و معاد و عالم مزد و مجازات ، جز همين عالم محسوس و مشاهد چنين جاهلى و لو نادان است به امورات غيبيّه كه تصديق و ايمان به آنها معتبر است در نجات شخص لكن اين علاوه بر نادانى عنادا انكار كند و بر خدا و رسول رد كند كه علاوه بر كفر كفّار ، اتمام حجّت بر آنها شده و دين حق را دام صيد خود قرار داده‌اند و مردم را از خداپرستى برمىگردانند به خودپرستى و باطنا با خدا محارب است در زير پردهء لا إله الا الله ، چون حصن خود اين كلمه را مقرّر داشته مأمون ساخته او را از عذاب و وقتى كه از اين دنيا بيرون مىرود ، در اين حصار نخواهد بود ، چو آن منافق در دنيا خود را در اين حصار
هامش
( 1 ) - نساء / 97 : كسانى كه فرشتگان ( قبض ارواح ) روح آنها را گرفتند درحالىكه به خويشتن ستم كرده بودند و به آنها گفتند ، شما در چه حالى بوديد ( و چرا با اينكه مسلمان بوديد ، در صف كفّار جاى داشتيد ؟ ) گفتند : ما در سرزمين خود تحت فشار بوديم ، آنها ( فرشتگان ) گفتند مگر سرزمين خدا پهناور نبود كه مهاجرت كنيد ؟ ( 2 ) - اين عبارت را معمولا در جايى به كار مىبرند كه احتمال قوى و ظنّ مقرون به يقين در مطلب مورد نظر وجود دارد و پس از ردّ نظر مخالف مىآورند ، يعنى : خداوندا آرى - اين را مىتوان گفت كه . . . .