روييده و اخلاق حميده و اعمال پسنديده شاخ و برگ و ميوهء آن بود و جهل به درخت زقوم كه از قعر جهنّم روييده و اخلاق رذيله و زشتكاريها از شاخ و برگ و ميوههاى آن بود چنانكه در شرع اسلام به آن تشبيه شده است و شاخههاى اين دو درخت همچون بيد مجنون به دنيا سرازير آمده « . . . و من تعلق بغصن من شجرة طوبى ادخله الله الجنة و من تعلق بغصن من شجرة زقوم ادخله فى جهنّم » « 1 » بهتر و مفيدتر بود .
بالجمله هركه خوى و رعش سست بود و خوى دانش نيرومند راى او در بينش درست آيد و در ورع سست باشد ، پس نه هركه متورّعتر راى او تيزبينتر باشد ، چنانكه گفتى و آنكه به عكس اين بود كار و راى وى به عكس اين بود كه اگر در ورع نيرومند باشد و در دانش سستكار ، پرهيزكارى او قوى و دانش او سست باشد .
ديوخس گفت : چون اين سخن راست بود و چطور راست شود با راستى آنچه در پيش گفتهاى كه گفتى نيست چيزى بيرون از دانش و جهل و جزاى هر دو ؟ اكنون دانش را اثبات كردى و نادانى را و ورع و شهوت و ديگر چيزها را و اين دو گفتهء تو تناقضگويى است و باهم جمع نشوند در راستى و نه جمع شوند در دروغ بودن پس به ناچار يكى از اين دو راست باشد و ديگرى دروغ .
ارسطو گفت : نبينى كه آب روان و آب فسرده به هم نزديكند چو هر دو آب است ولى به عارضهء خارجى يكى فسرده و يخ و بسته شده ، همچنين است نزديكى شهوت به نادانى ، چه شهوت همان نادانى است و نادانى همان تقاضاى نفس است زشتكارى را نهايت آن روانى و لطافت از او رفته و همان نادانى باطنى در ظاهر به صورت شهوت مصوّر گشته و مسمّى شده به شهوت و همچنين نزديكى ورع به دانايى و نزديكى ديگر شعب از خويهاى زشت و زيبا كه خويهاى زشت بلكه عملهاى زشت همه نزديك به نادانى است و از نادانى رسته است و خويهاى خوب بلكه اعمال صالحه نزديك به دانايى است و از
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 8 / 168 ، حديث 111 و ج 94 / 64 . حديث 1 در هيچيك از اين موارد كلمهء « شجرة » نيامده است ، يعنى ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : هركس به شاخهاى از درخت طوبى بياويزد ، خداوند او را وارد بهشت گرداند و هركس به شاخهاى از درخت زقّوم بياويزد خداوند او را وارد آتش دوزخ نمايد .