تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
هم افزونى رود ، زيانكار به تن نيز بود كه معده از طبخ آن عاجز شود و لكن نفع‌دهنده كه دانش است و نيكوكاريها كه مبنى بر دانش است ، چندان‌كه بيشتر بود نفع او بيشتر بود ، و امّا آنكه دفع‌كننده بود ، بايد كه به اندازهء كفاف و رفع ضرورت بود چو آن حكم دوا را دارد كه اگر افزونى رود ، زيان كند پس به اندازهء رفع مرض بايد قناعت نمود و خرسند بود نبينى كه تو اگر در خورش بايد كه خرسند شوى ، اندازه‌اى بايد كه دفع مضرّت گرسنگى بكند ، و همچنين آشاميدن و لباس و اگر افزون شود از آنچه بايد همه زيانكارى كند و دفع كردن از وى باطل شود چون سلاح گران كه دارنده را بكشد و خسته كند ؟ و امّا نفع‌دهندهء دفع‌كننده كه آن حكمت است بر خداوند و صاحب خود نگردد و زيان نرساند چون سلاح مردان جنگى اگرچه بسيار بود ، نفع و دفع او بسيار گردد ، پس افلاطون خواست كه فرق ميان نفع‌دهنده و دفع‌كننده بنمايد ، چنان‌كه از سخن وى شنيده‌اى . شيماس گفت : از اين دو حدّى كه افلاطون ذكر فرموده ، هيچ چيز و كارى بيرون بود يا نه ؟ ارسطو گفت : يك حدّ ديگر مانده است كه اگر با اين دو حدّ مذكور جمع شوند ، هيچ چيز از آن بيرون نشود . شيماس گفت : كدام است ؟

[ كارها بر سه گونه‌اند ]

ارسطو گفت : كارها بر سه گونه‌اند : نفع‌رساننده‌اى است كه دفع‌كننده است ، مثل حكمت و خوب‌كارى و دفع‌كننده است كه نفع‌رساننده نيست ، مثل خورش و پوشش كه به اندازهء كفاف و دفع مضرّت به كاربرد نظير ساير ادويه‌اى كه براى دفع امراض بايد به كار برود كه اگر در او زياده‌روى شود ، زيان كند كه علاوه بر زيان روح چنان‌كه گذشت ، زيان تن نيز كند چنان كه پيغمبر اسلام فرمود : « المعدة بيت الداء و الحمية ( و گرسنگى و خالى نگهداشتن معده ) رأس الدواء » « 1 » و نيز فرمود : « صوموا تصحو » « 2 » و گونهء سوّم از كارها مضرّت‌دهنده‌اى است
هامش
( 1 ) - سفينة البحار ، ج 1 / 345 : معده ، خانه و محلّ هر درد و پرهيز در رأس همهء داروها و بهترين وسيلهء معالجه ( به عبارتى بهترين وسيلهء پيشگيرى از بيمارى ) است . ( 2 ) - نهج الفصاحة ، حديث شمارهء 1854 و بحار الانوار ، ج 93 / 255 ، حديث 45 : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود :