قريطون گفت : مرا اقرار آوردى به ثواب دانش و عقاب نادانى ، چونكه گفتى پاداش هر چيزى از سنخ و مناسب خود اوست و البته روشنايى ، روشنى آرد و تاريكى ، تاريكى كشد .
ذرهذره كاندر اين ارض و سما است * جنس خود را همچو كاه و كهربا است « 1 »
ارسطو گفت : اگر پيش تو درست شد كه پاداش نادان بر خلاف پاداش دانا بود ، و اگرنه چنين بود پاداش كورى بينايى بود و پاداش بدكارى خوبكارى ، و پاداش دانش دشمنى يافتن حكمت ، بود و اين مذهب و قول باطل است نزديك آن كسى كه رنج طالب علمى برگرفت و در تحصيل آن زحمتها كشيد به اميد ثوابش و جهت پرهيز و دورى از عقاب نادانى و در باطل شدن اين مذهب حق گشتن خلافش است چو در منفصلهء حقيقيّه از صدق هريك ، كذب ديگرى لازم آيد و از كذب هريك ، صدق هر دو و يا كذب هر دو نشايد . « 2 »
قريطون گفت : اين سخن همان روز بر من روشن شد كه رنج طالب علمى برگرفتم جهت طلب كردن من ثوابش را و تا تصديق به فايده و ثواب اين طلبگى نداشتم ، اين همه رنج و گرسنگى و برهنگى و سرما و گرما و بيدارخوابى و فكرهاى دور و دراز در جستن مطالب مشكله و رياضات شاقّه و فقر و خواريهاى ميان ابناى دنيا و غير اينها را بر خود نمىپسنديدم ، چنانكه پيغمبر اسلام فرموده است : « خداوند علم را در گرسنگى قرار داده » و معلوم است كه علم غذاى روح است ، با غذاى تن جمع نمىشود .
رضينا قسمة الجبار فينا * لنا علم و للأعداء مال « 3 »
هامش
- صفحهء 214 ، سطر 17 ) مىگويد :سايهء حق بر سرِ بنده بُوَد * عاقبت جوينده ، يابنده بُوَد
گفت پيغمبر : كه چون كوبى درى * عاقبت ز آن در برون آيد سرى( 1 ) - مثنوى معنوى ، دفتر ششم ، ص 395 ، سطر 6 .
( 2 ) - به پاورقى صفحهء 72 مراجعه شود .
( 3 ) - ثمرات الحياة ، ج 2 / 130 ، بيت دوّم چنين است :« فان المال يفنى عن قريب * و ان العلم باق لا يزال »-