تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
الاسلام ثلمة لا يسدها شىء الى يوم القيامة » « 1 » موت عالم رخنه در حصار ديانت است و بالجمله من در اين سخنانم كه روانهاى شما را از تاريكى و امراض جهالت خلاص مىكنم ، متّصف هستم به صفت ربوبيّت و ربّ شما هستم و شافى شما و منجى شما و هادى شما و مجاهد فى سبيل اللّه حقّ الجهاد و معلّم شما و رازق شما و محيى شما « 2 » و غير ذلك از اوصاف الهى و اصل ديانت ، تخلّق به اخلاق اللّه است فقط از دو صفت الهى ما بايد از او دورى كنيم ، يكى تكبّر و ديگر عزّت و سرورى كه اين دو صفت به قامت مخلوقات و آدمى كه اشرف مخلوقات است ، نارسا است ، فقط به قامت حق متعال رسايى دارد و براى خصوص خود بريده است ، خيّاط ازل چنان‌كه فرموده است : « الكبرياء ردائى و العزة ازارى فمن نازعنى فيهما اكبه فى نار جهنم » « 3 » وقتى كه چنين فوايد عظيمه‌اى از سخن عايد من شود ، گو كه بار سخن بر من هرچه سنگين‌تر و رنج او هرچه بزرگتر باشد ، رنج راحت و آنچه مطلب باشد ، بزرگ « گرد گلّه توتياى چشم گرگ » . قريطون گفت : شنيدم و يافتم هرچه به ليناس جواب گفتى و دادى ، خستو شدم به شناختن غايب از حاضر ، همچنان كه او شد لكن مرا از آن شفاى تمام نيست بىآنكه بدانم كه اين غايب را ، كه بدان اقرار دارم و خستو شدم كه چون است كارها و صفات غريب آن . ارسطو گفت : من هيچ نمىدانم در شاهد و غايب جز دانستن و نادانستن و پاداش اين هر دو يعنى فرقى بين حاضر و غايب نيست جز در دانستن و ندانستن و پاداش هم دائرمدار
هامش
( 1 ) - يعنى : هرگاه دانشمندى از دنيا برود ، در اسلام رخنه‌اى پديد آيد كه تا روز قيامت هيچ‌چيز آن رخنه را مسدود نكند ، در كافى و كتب معتبره به اين مضمون چند حديث آمده است از جمله در كافى ، ج 1 / 38 آمده است : « اذا مات المؤمن الفقيه ثلم فى الاسلام ثلمة ، لأن المؤمنين الفقهاء حصون الإسلام » . در اين حديث شريف ذكر علّت نيز شده است ، از آن جهت كه فقهاى باايمان و مؤمنان فقيه سنگربانان اسلامند . ( 2 ) - بديهى است كه در تمام اين موارد معنى مجازى مورد نظر است : از ربوبيّت و رب ، تربيت و مربّى علمى و اخلاقى و شكوفا كردن استعداد و از شافى ، از بين بردن علّت جهل و شفاى بيمارى نادانى و از منجى و هادى ، نجات و هدايت و از رازق ، روزى علمى و تغذيهء معنوى و از محيى ، حيات علمى دادن و در حقيقت از جهل كه مرگ معنوى است ، نجات دادن مورد نظر است . ( 3 ) - مجموعهء ورام ، ج 2 / 370 ، ترجمهء اينجانب محمّد رضا عطايى : بزرگى زيبندهء من است و عظمت از آن من ، پس هركسى در يكى از اينها با من ستيزد ، او را به رو در جهنّم افكنم .