تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
ارسطو گفت : اگر اين علم حق است و نور است ، پرسيدن « 1 » آن از آسمان بالا و اهل آنكه مقرّبين درگاه حقّند ، تواند بود لكن حقّانيّت و نورانيّت اين علم بديهى است و جاى شبهه‌اى در او نيست پس از بالا و آسمان كه معدن حقايق و انوار است ، تواند بود نه از زمين پست و تيرهء ظلمت‌آميز چنان‌كه آدم ابو البشر را كه از آسمان پاك و روشن به اين طامورهء « 2 » زمين انداختند و محبوس كردند كه چرا خلاف حكمت كرده‌اى و از فراق آن موطن شريف عالى گريه مىكرد و زمين را مذمّت مىفرمود كه « و وجه الأرض مغتبر قبيح » « 3 » پس به ترتيب قياس استثنايى برهان اقامه نمود براى ديوخس و از وضع مقدّم نتيجه گرفت و ثابت نمود وضع تالى را كه بايد حكمت از بالا گرفته شود نه از پايين چنان كه در منطق اين ترتيب قياس را منتج دانسته است ارسطو . ديوخس گفت : وضع مقدّم كه حقّانيّت حكمت و نورانيّت اوست ، قبول دارم و شبهه‌اى در او نيست ، لكن پرسيدن آن از بالا تواند بود ، نه از جاى ديگر ، چرا ؟ و از كجا ؟ و بدون دليل اين را قبول نمىكنم . ارسطو گفت : نبينى كه بالاى هر چيزى از حيث شرافت و رتبهء فضيلت از نشيب وى به بود ، كه بالاى آب و زبرش صافىتر بود كه زيرين آب كه نزديك خاك و گل است و خانه‌هاى بلند از زمين خوشتر و نزهت‌تر بود كه خانه‌هاى پست « 4 » كه بوى رطوبات و بخارات كثيفهء هواى او را كثيف كند ، و بهترين اعضاى مردم سر باشد كه محلّ قواى ادراكيّه و مواضع زينت در او باشد و پاكترين درخت و لطيف‌ترين او ميوه بود ، و اينها از باب نمونه گفته شد و الّا در همه چيز چنين است كه بالاى او بهتر از نشيب او است ، پس آسمانها هرچه بالاتر بود ، بهتر از نشيبها و زمين است و اهل سماوات نيز بهتر از اهل زمين است چو آنها
هامش
( 1 ) - در نسخهء آقاى مينوى اين عبارت چنين است : « رسيدن او از بالا تواند بود » . ( 2 ) - اين كلمه از طمر به معنى خبأ است ، يعنى مخفى كرد در لسان العرب ، ج 4 ، حرف ط آمده است طمر اذا تغيب و استخفى بنابراين طاموره به معنى جاى پنهان و مخفىگاه . . . . ( 3 ) - يعنى : روى زمين خاك گرفته ( غبارآلوده ) و زشت و ناپسند است . ( 4 ) - در نسخهء آقاى مينوى « جايهاى » عوض ( خانه‌هاى ) و « منزّه‌تر » به‌جاى ( نزهت‌تر ) و « نشيب » عوض كلمهء ( پست ) آمده است .
وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى ) — صفحة 102 | حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )