شمشير عمرو سپر را دو نيمه كرد و سر آن جناب جراحت و زخم برداشت ، [ سپس ] امير المؤمنين عليه السّلام چون شير زخم خورده به طرف عمرو حمله كرد و با يك ضربت او را از پاى درآورد و تكبير گفت ، مسلمانان دانستند كه امير المؤمنين عليه السّلام پيروز شده ، شاد شدند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه مبارزه و نبرد على در روز خندق بهتر و برتر است از اعمال امّت من تا روز قيامت .
عكرمه و هبيرة و نوفل و ضرار كه همراه عمرو بودند [ تا اين صحنه را ديدند ] فرار كردند . و اين رساله گنجايش تفصيل ندارد و شايسته است كه اشعار شيخ ازرى را كه در اين مقام سروده است در اينجا ذكر نمايم و اين رساله را به آن زينت دهم .
قال و للّه درّه :
ظهرت منه فى الورى سطوات * ما اتى القوم كلّهم ما اتاها « 1 »
يوم غصّت بجيش عمرو بن ودّ * لهوات الفلا و ضاق فضاها
و تخطّى « 2 » الى المدينة فردا * لا يهاب العدى و لا يخشاها
فدعاهم و هم الوف و لكن * ينظرون الّذى يشبّ « 3 » لظاها
اين انتم من قسور عامرى * تتّقى الاسد بأسه فى شراها
اين من نفسه تتوق « 4 » الى الجنّات * او يورد الجحيم عداها « 5 »
فابتدى المصطفى يحدّث عمّا * يوجر الصّابرون فى اخراها
قائلا انّ للجليل جنانا * ليس غير المجاهدين يراها
من لعمر و قد ضمنت على اللّه * له من جنانه اعلاها
هامش
( 1 ) . اتى الامر ، يعنى اين كار را كرد .
( 2 ) . تخطّى النّاس يعنى ؛ على گام زد از برابر مردم و گذشت از آنها .
( 3 ) . شبّ : برافروختن آتش جنگ و مانند آن لظى به معنى آتش است .
( 4 ) . تاق : از باب نصر يعنى آرزومند شد .
( 5 ) . به كسر و ضمّ يعنى ستمكاران و دشمنان و دزدان ، جمع عادى است .