يليل « 1 » مىناميدند و او را با هزار سوار [ جنگى ] برابر مىدانستند و اصحاب وصف شجاعت او را شنيده بودند كسى جرئت [ رفتن ] به ميدان نكرد و همه سرها را به زير افكندند و ابن الخطّاب به جهت عذر اصحاب [ در مواجهه با عمرو ] سخنانى چند در شجاعت عمرو بيان كرد كه روحيّه ياران پيامبر شكستهتر شد و منافقين خوشحال گرديدند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون شنيد كه عمرو مبارز مىطلبد فرمود :
هيچ دوستى باشد كه شرّ اين دشمن را كم كند ؟ علىّ مرتضى صلوات اللّه عليه عرض كرد من آماده مبارزه با او هستم ! حضرت جوابى ندادند . بار ديگر عمرو فرياد زد كه كيست كه به نبرد با من آيد ؟ و اسب خود را از چپ و راست به جولان درآورد و گفت :
و لقد بجحت من النّداء بجمعكم هل من مبارز * و وقفت اذ حين الشّجاع مواقف القرن المناجر
انّى كذلك لم ازل متسرّعا نحو الهزاهز * انّ الشجاعة فى الفتى و الجود من خير الغرائز « 2 » .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : كيست براى نبرد با اين سگ « 3 » كسى جوابش را نداد امير المؤمنين عليه السّلام برخواست و گفت يا رسول اللّه : من براى مبارزه با او مىروم ! .
حضرت فرمود : يا على اين عمرو بن عبد ود فارس يليل است امير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد من هم على بن ابى طالب هستم . خدا رحمت كند ملك الشّعراء [ بهار ] را كه در اين مقام چه نيكو سروده است :
پيغمبر سرودش كه عمرو است اين * كه دست يلى آخته از آستين
هامش
( 1 ) . يليل ، مثل جعفر : روستايى است در اطراف مدينه . منه ره .
( 2 ) . مضمون شعر يعنى : صداى من به علت درخواست فراوان مبارزه و نبرد ، گرفت و ايستادهام همانند انسان شجاعى كه در نبرد با هماورد خود به پيروزى رسيده است . من همواره اين چنين به سوى نبردها و جنگهاى سخت مىشتابم ، زيرا دو خصلت شجاعت و سخاوت در جوان از بهترين ويژگىها است .
( 3 ) . اين تعبير ، به علّت عربدهكشى و سر و صداى زياد عمرو بوده است .