كنيم ، لكن در چه وقت اداى شكر او توانيم كرد ؟ نه ، هرگز كه توانيم در هيچ مدتى شكر او را به جاى آوريم .
[ قوله : « و الحمد للّه الّذي ركّب فينا . . . و أثبت فينا جوارح الأعمال » ]
و الحمد للّه الّذي ركّب فينا آلات البسط ، و جعل لنا أدوات القبض ، و متّعنا بارواح الحياة ، و أثبت فينا جوارح الأعمال
ظاهر آن است كه مراد از « بسط » ، انبساط اعضا و پىها و رباطها است ، در مقابل « قبض » . و احتمال بعيد هم دارد كه مراد از او انبساط سينه و دل و شش باشد ، در وقت داخل شدن هوا به شش ، در مقابل قبض سينه و دل و شش . و احتمال بعيد هم دارد كه مراد از « بسط » ، فرح و خوشحالى باشد ، بلكه شامل غضب هم باشد ؛ چون روح در اين اوقات ، به بيرون بدن منبسط مىشود ، و از قبض غم و همّ ، بلكه شامل خجالت هم باشد كه در اين اوقات ، روح به اندرون بدن ميل مىكند ؛ اما ظاهر ، معنى اول است .
( بيان سه روح كه در آدمى هست )
و خلاصهء تحقيق اين فقرات شريفه ، آن است كه در آدمى ، سه روح هست :
اول روح حيوانى ، كه قوّت حيوانيه به او قائم است و از دل به جميع اعضا مىرود . و قوّت حيات در دل به او تعلّق گرفته است . و به واسطهء رگهاى شريان - كه حركت مىكند و نبض ، حركت آن رگها است - به جميع اجزاى بدن پهن مىشود . و حيات اعضا از او است ، كه حفظ مىكند اعضا را از فساد و تعفّن .
دويم روح نفسانى ، كه قوّت حس و حركت ، به آن روح تعلق دارد و به وساطت پىها كه رسته است از دماغ - به مذهب اكثر حكما - و از دل - به مذهب ارسطو - به جميع اعضا مىآيد و قوّت حس و حركت به ايشان مىرساند .