معنى مفعل نمىآيد ، بلكه به معنى آلم است ، يعنى متألم . گويا كه آتش دوزخ ، به مرتبهاى شدت دارد كه از نفس خودش در الم است . و « مقامه » - به ضم ميم يا فتح آن - مصدر ميمى است به معنى اقامه يا اسم مكان . و « حول » به معنى انتقال و تغيّر است .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
يعنى حمدى كه آزاد شويم به آن حمد ، از آتش اليم عذاب الهى ، به سوى جوار الهى ، كه محل كرامت و عزت است . حمدى كه مزاحمت رسانيم ما به آن حمد ، ملائكهء مقربين را به سبب قرب به درگاه الهى ، چنانچه جاى بر ايشان تنگ شود . و ملحق شويم و خود را منضم سازيم با پيغمبران مرسل ، در خانهء اقامت ، كه در آخرت باشد ، كه هرگز بر طرف نمىشود و در محل كرامت او ، كه هرگز تغيير نمىيابد .
و بدان كه در فرق ميان نبى و رسول ، چند قول است كه اصح اقوال - چنانچه در كتاب حجة از « 1 » كافى « 2 » مذكور است در چند حديث - آن است كه در نبى ، شرط نيست كه جبرئيل را معاينتا ببيند ، بلكه گاه باشد كه همين در خواب ، او را ببيند و آواز جبرئيل را بشنود . « 3 » و در رسول شرط است كه معاينتا در بيدارى ، او را تواند ديد . و ظاهرا در رسول شرط است كه پيغمبر امتى باشد كه اطاعت او كنند و در نبى اين معنى شرط نيست ، بلكه گاه باشد كه آن نبى ، همين خودش در معرفت شريعت و احكام ، محتاج به پيغمبر ديگر نباشد .
هامش
( 1 ) . نسخهء ب : - از .
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 176 - 177 ، باب الفرق بين الرسول و النبي و المحدث .
( 3 ) . نسخهء ج : شنود .