[ قوله : « حمدا تقرّ به عيوننا إذا برقت الأبصار . . . إذا اسودّت الأبشار » ]
حمدا تقرّ به عيوننا إذا برقت الأبصار ، و تبيضّ به وجوهنا إذا اسودّت الأبشار
( معنى قرّة العين )
« تقرّ » مشتق است از « قرّ » به معنى سردى ، و قرّة العين را از آن گرفتهاند ؛ چون در وقت خوشحالى ، اشك چشم سرد است ، و در وقت اندوه و حزن ، گرم است .
بنابراين ، هرگاه كه عرب مىخواهد كه بگويد : خوشحالى به تو برسد ، مىگويد :
« قرّت عينك » ؛ يعنى چشمت سرد شود . و « برق » به معنى تحير است از دهشت .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
يعنى حمدى كه روشن شود به آن ، چشمهاى ما در روز قيامت ، كه چشمهاى خلايق حيرت دارند « 1 » از آن دهشت . و سفيد شود به آن حمد ، روىهاى ما در روزى كه سياه مىشود بشرهء « 2 » خلق . « 3 »
[ قوله : « حمدا نعتق به من أليم نار اللّه . . . و محلّ كرامته التي لا تحول » ]
حمدا نعتق به من أليم نار اللّه إلى كريم جوار اللّه ، حمدا نزاحم به ملائكته المقرّبين ، و نضامّ به أنبياءه المرسلين في دار المقامة التي لا تزول ، و محلّ كرامته التي لا تحول
« اعتاق » به معنى آزادكردن است . « 4 » و « اليم » به معنى مولم ، به كسر لام - چنانچه جوهرى در صحاح « 5 » توهم كرده است - نيست ؛ چه فعيل به مذهب تحقيق ، به
هامش
( 1 ) . نسخهء ه : قيامت كه خلايق چشم حيرت دارند .
( 2 ) . نسخهء ب ، ه : بشرهاى . ( ظاهرا در نسخهء ب ، ابتدا بشره بوده ، بعد تغيير يافته است ) .
( 3 ) . نسخهء د : خلايق .
( 4 ) . نسخهء د ، ج : به معنى آزادى است . ( ظاهرا در نسخهء ب ، نخست آزادى بوده و بعد اصلاح شده است ) .
( 5 ) . الصحاح ، ج 3 ، ص 1863 ، و فيه : الأليم : الموجع ، مثل السميع بمعنى المسمع .