بعضى نسخ اصل ، به ياء مفتوحهء مثناة در تحت و ضم هاء مخففه نيز خوانده شده است . و به تاء مثناة در فوق و تشديد هاء مكسوره ، در نسخهء ابن ادريس است .
و « برزخ » حالتى است كه ميان موت و وقت مبعث است ؛ مثل حال قبر . و « اشهاد » جمع شهد است و او جمع شاهد است ؛ چون اصحاب . و مراد از آن ، ملائكهاند كه روز قيامت به جهت افعال عباد گواهى مىدهند . و « اضاءة » لازم و متعدى آمده است . اگر لازم است ، « ظلمات » مرفوع است بر فاعليت . و اگر متعدى است ، « ظلمات » منصوب است بر مفعوليت . و « سبيل » منصوب است بر مفعوليت « يسهّل » ، بنا بر نسخهء مشهوره يا نسخهء ابن ادريس . و بر دو نسخهء ديگر اصل ، مرفوع است به آنكه مفعول ما لم يسمّ فاعله « يسهّل » باشد يا فاعل او .
( معنى كلام امام عليه السّلام )
پس بنا بر نسخهء مشهوره ، معنى كلام شريف ، آن است كه حمدى كه روشن سازى تو به آن حمد ، به جهت ما ظلمتهاى وقت قبر ما را ، يا روشن شود به آن حمد ، به جهت ما ظلمتهاى قبر ، و آسان كند خداى تعالى يا آسان شود بر ما به اين حمد ، راه مبعث ، و مشرّف سازد خداى تعالى به آن حمد ، منزلهاى ما را در مكانى كه ملائكه گواهى مىدهند به جهت افعال عباد .
[ قوله : « يوم تجزى كلّ نفس . . . و لا هم ينصرون » ]
يوم تجزى كلّ نفس بما كسبت و هم لا يظلمون ، يوم لا يغني مولى عن مولى شيئا و لا هم ينصرون
« مولى » را معنى بسيار است : يكى ناصر و يكى قسم و يكى خويش و يكى بنده و يكى شريك و ديگر « 1 » معانى ، كه در اين مقام ، مناسب نيست .
هامش
( 1 ) . نسخهء ب ، د : ديگرى .