مختلفه دارد ، مقدس است از جميع نقصها و نعمتهاى او ظاهر و هويدا است .
سؤال كرده نمىشود از آنچه مىكند . و خلق سؤال كرده مىشوند از آنچه مىكنند .
[ قوله : « و الحمد للّه الذي لو حبس عن عباده . . . كما وصف في محكم كتابه : إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
]
و الحمد للّه الذي لو حبس عن عباده معرفة حمده على ما أبلاهم من مننه المتتابعة ، و أسبغ عليهم من نعمه المتظاهرة ، لتصرّفوا في مننه فلم يحمدوه ، و توسّعوا في رزقه فلم يشكروه ، و لو كانوا كذلك لخرجوا من حدود الإنسانيّة إلى حدّ البهيميّة ، فكانوا كما وصف في محكم كتابه :
إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
« 1 »
« ابلاء » به معنى آزمودن است ، خواه عطا و خواه محنت . و « اسباغ » به معنى كامل ساختن است . و ظاهرا مراد از « منن » كمالات علميه و عمليه ، و از نعم ، كمالات جسمانيه است . و جمعيت « حدود » در « انسانيه » به اعتبار اختلاف كمالات او است . و چون جميع كفار و بهايم ، در عدم كمال مشتركند ، به لفظ واحد ادا كرد .
( بيان معنى كلام امام عليه السّلام )
يعنى حمد از براى خدايى است كه اگر حبس مىكرد از بندگان خود ، معرفت حمد خود را به ازاى آنچه به ايشان داده است از بخششهاى پىدرپى ، و كامل ساخته است بر ايشان از نعمتهاى ظاهرهء عظيمه ، هرآينه تصرف مىكردند در بخششهاى او ، پس حمد او نمىكردند . و در رزق او ، عيش و فراغت مىكردند ، پس شكر او نمىكردند . و هرگاه حمد و شكر او نمىكردند ، از حدهاى انسانيت بيرون مىرفتند و داخل حيوانات عجم مىشدند . پس خواهستند بود به دستورى
هامش
( 1 ) . الفرقان ، آيهء 44 .