« زوج » - به فتح زاى معجمه - جميعا وارد شده است .
پس معنى نسخهء اصل كتاب ، آن است كه گردانيد خداى تعالى به جهت هر روحى و بدنى از خلق ، قوت معلوم ممتازى از رزق خودش . و بنا بر نسخهء ابن ادريس ، مراد از « زوج » صنف و نوع است . و احتمال دارد كه مراد از « زوج » ، مقابل فرد باشد . پس زوج كنايه از نفس ناطقه با بدن باشد كه مجموع زوجند و قوت چنانچه به بدن نفع مىكند ، نفعش به نفس ناطقه نيز مىرساند .
[ قوله : « لا ينقص من زاده ناقص و لا يزيد من نقص منهم زائد » ]
لا ينقص من زاده ناقص ، و لا يزيد من نقص منهم زائد
« لا ينقص » در اصل نسخهء مشهوره ، به فتح ياء و ضم قاف است . و « نقص » به فتح نون و قاف است . و در نسخهء ابن ادريس « لا ينقص » به ضم ياء و فتح قاف است . و « نقص » به ضم نون و كسر قاف است . و « نقص » به معنى فعل لازم آمده است ؛ چون « نقص الشيء » . و يك مفعولى نيز آمده است ؛ چون « نقصت حقّه » . و دو مفعولى نيز آمده است ؛ چون « نقصت زيدا حقّه » . و همچنين « زاد » نيز لازم و متعدى آمده است . و ما به جهت اقتصار ، آنچه ظاهر معنى است بر هر نسخه ذكر مىكنيم و تفصيل را در تحفهء رضويه بيان كردهايم .
و ظاهر آن است كه « لا ينقص » مشتق از « نقص » متعدى به يك مفعول باشد . و همچنين « لا يزيد » از « زاد » متعدى به يك مفعول . پس بنا بر نسخهء مشهوره ، « من زاد » مفعول به « لا ينقص » باشد مقدم بر فاعل . و همچنين « من نقص » مفعول به « لا يزيد » ، مقدم بر فاعل شده است ، به جهت اهتمام ؛ يعنى كم نمىكند آنكسى را كه خداى تعالى زياد كرده است رزق او را هيچ كمكننده ، و زياده نمىكند آنكسى « 1 » كه خداى تعالى كم كرده است رزق او را هيچ زيادهكننده .
هامش
( 1 ) . نسخهء ه : كسى را .