و بنا بر نسخهء ابن ادريس ، « ناقص » مفعول ما لم يسمّ فاعله « لا ينقص » است ؛ يعنى كم كرده نمىشود از آنكسى كه خداى تعالى رزق او را زياده كرده است ، رزق ناقصى ، و زياده نمىشود بر آنكسى كه رزق او را كم كردهاند ، رزق زايدى .
[ قوله : « ثمّ ضرب له في الحياة أجلا موقوتا . . . و يرهقه بأعوام دهره » ]
ثمّ ضرب له في الحياة أجلا موقوتا ، و نصب له أمدا ممدودا « 1 » يتخطّأ إليه بأيّام عمره ، و يرهقه بأعوام دهره
« ضرب » به معنى تعيين است . و « أجل » به معنى وقت است كه تعيين كرده شده است به جهت انقضاى زمانى . و ظاهر آن است كه مراد از « اجل » و « امد » ، هر دو يك معنى باشد كه آن ، اجل موت است . و « يتخطّأ » از تخطى ناقص مأخوذ است ، به معنى گام برداشتن . و « رهق » به معنى نزديك شدن است .
( اعتراض بر جوهرى ، صاحب صحاح اللغه )
و چون در جميع نسخههاى مشهورهء صحيفه ، « يتخطّأ » به همزه است ، ظاهر مىشود كه آنچه جوهرى در صحاح « 2 » گفته است كه : « تخطّأت » را به همزه استعمال مكن ، باطل است ؛ چه هرگاه امام عليه السّلام استعمال كرده باشد ، چه اعتبار به كلام جوهرى خواهد بود ؟
( معنى كلام امام عليه السّلام )
يعنى پس تعيين كرد خداى تعالى به جهت هركس ، در حيات ، اجلى كه وقت آن معيّن است . و قرار داد به جهت او زمان اجلى كه نهايت آن را تعيين كرد ، كه آن
هامش
( 1 ) . نسخهء ب : محدودا .
( 2 ) . الصحاح ، ج 4 ، ص 2328 .