( معنى كلام شريف )
يعنى پس يحيى طلب نمود عيبهء خود را و بيرون آورد از آنجا صحيفهاى كه او « 1 » را مقفل ساخته بودند و مهر كرده بودند . و مهر آن را ملاحظه نموده ، آن را بوسيد و گريست . پس مهر آن را شكست و صحيفه را باز كرد و بر چشم خود گذاشت و بر روى خود ماليد .
[ قوله : « و قال : و اللّه يا متوكّل ! لو لا ما ذكرت . . . و تربّص بها » ]
و قال : و اللّه يا متوكّل ! لو لا ما ذكرت من قول ابن عمى أنّني أقتل و أصلب ، لما دفعتها إليك و لكنت بها ضنينا ، و لكنّي أعلم أنّ قوله حقّ أخذه عن آبائه و أنّه سيصحّ فخفت أن يقع مثل هذا العلم إلى بني أميّة فيكتموه و يدّخروه في خزائنهم لأنفسهم ، فاقبضها و اكفنيها و تربّص بها .
« انّني » به فتح الف يا به كسر آن و نون مشددهء مفتوحه و بعد از آن ، نون مخففهء مكسوره ، جميعا نسخهء اصل كتاب است . و در نسخهء ابن ادريس نيز به كسر الف و فتح آن ، معا وارد شده است ، أما به حذف نون مخففهء ثانيه . و چون الف مكسور باشد ، مفعول قول است . و اگر مفتوح باشد ، مفعول « ذكرت » است . و « ضنين » مأخوذ است از ضنّه ، به معنى بخل .
( معنى كلام شريف )
يعنى گفت يحيى : و اللّه اى متوكل ! اگر نه آن بود كه تو ذكر كردى از قول پسر عموى من امام جعفر عليه السّلام كه من به درستى كشته مىشوم و مرا بر دار مىزنند ، هر آينه دفع نمىكردم اين صحيفه را به تو ، و هرآينه بخل خواهستم كرد به اين صحيفه . و ليكن مىدانم كه قول امام عليه السّلام حق است كه از پدران خود ، كه همه معصومند ، شنيده است و آنكه قول او ، كه من كشته مىشوم و مرا بر دار مىزنند ،
هامش
( 1 ) . نسخهء ج : كه آن .